بیانات در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی

1376/11/04 لینک کوتاه

متن کامل بیانات

بسم الله الرّحمن الرّحیم(۱) برادران عزیز و خواهر محترممان! خیلى خوش‌آمدید و خیلى لطف فرمودید که این دعوت را اجابت کردید و تشریف آوردید. و بنده هم شاید عمده‌ى عرضى که امروز با مجموعه‌ى حاضر داشته باشم، اوّلاً تشکّر از زحمت حضرات است در این یک سالى که گذشته،(۲) و درخواست و تأکید براى ان‌شاءالله دنباله‌گیرى ‌همین تلاش در آینده از مجموعه‌ى حاضر، و اینکه ان‌شاءالله طبق همین شرح وظایفى که جدیداً مطرح شده و بحث شده و تدوین شده ــ که دبیرخانه و آقاى دکتر کِى‌نژاد(۳) انصافاً زحمات زیادى کشیدند ــ کارهاى این مجموعه پیش برود. عمده این است که تشکّر کنیم و خسته‌نباشید بگوییم به حضرات. و دوّم هم اینکه من یک اشاره‌اى بکنم به جایگاه این مجموعه، چون شنیدم مورد سؤال قرار گرفته که مثلاً جای سیاستهاى کلّى آنجا است، جای بعضى از سیاستها [هم] مثلاً دولت است. اوّلاً به نظر میرسد که مقوله‌ى فرهنگ چون مقوله‌ى بسیار مهمّى است، جا دارد که یک مجموعه‌اى بنشینند درباره‌ى مسائل مهتمٌّ‌بهاى(۴) فرهنگ کشور، فراتر از گرفتاری‌ها و ابتلائات اجرائى تبادل نظر کنند، کمااینکه در قضیّه‌ى اقتصاد هم همین است؛ ما شوراى اقتصاد داریم، بعضى جاهاى دیگر هم شوراهایى هستند براى این‌جور کارها. و به نظر من فرهنگ اولویّت دارد نسبت به بقیّه‌ى بخشهاى جامعه، براى اینکه کسانى اهل نظر و اهل فکر بنشینند و حقیقتاً علاج‌جویانه و روشن‌بینانه و حکیمانه مسائل فرهنگ جامعه را بررسى کنند. بنابراین، ایرادى ندارد که سیاستهاى کلّى ــ از جمله سیاستهاى فرهنگى ــ در جاى دیگرى تدوین شود، امّا جایگاه سیاستهایى که به اجرا نزدیک است یا به تعبیر جناب آقاى خاتمى همان حلقه‌ى واسط بین اجراى محض و سیاستهاى کلّى ــ که شاید خود این ‌هم یک عرض عریضى است ــ در یک چنین شورایى باشد؛ من واقعاً اصرار دارم که این مجموعه با احساس این مسئولیّت مشغول کار باشد. یک بار دیگر هم در زمان امام (رضوان الله علیه) همین سؤال مطرح شد و مجموعه و شخص امام (رضوان الله علیه) به این نتیجه رسیدند که وجود این تشکیلات لازم است، ولو اینکه دستگاه‌هاى فرهنگى ما، دستگاه‌هاى موظّف فرهنگى دولتى، به کارهاى خودشان مسلّطند؛ آن ‌وقت هم تسلّط داشتند و برنامه‌ریزى میکردند، مجلس هم بود و قانون‌گذارى میکرد، دولت هم بود، امّا این مجموعه هم احساس شد که کاملاً لازم است. الان هم من تأکید میکنم و به‌ نظرم میرسد که حقیقتاً این مجموعه میتواند یک خلأ بزرگى را در باب فرهنگ پُر کند. ثانیاً بخشهاى دولتىِ فرهنگىِ ما یک مجموعه‌اى از کار فرهنگى کشور را البتّه به عهده دارند ــ مثل دانشگاه‌ها، مثل مدارس ــ امّا حقّاً و انصافاً مجموعه‌ى مسائل فرهنگى کشور، در این بخشها منحصر نیست. فرض کنید ما در زمینه‌هاى فرهنگى کشور احساس کنیم یک کار عمومى لازم است، کمااینکه من پارسال در همین جلسه(۵) «انضباط اجتماعى» را مثال زدم. جامعه‌ى ما یک جامعه‌اى است که به بعضى از بى‌انضباطى‌ها در زمینه‌هاى مسائلِ خودش خو گرفته و لازم است که یک کار پیگیر و دنباله‌دار نسبت به این قضیّه انجام بگیرد؛ در کدام ‌یک از بخشهاى ما این قضیّه قابل طرح و تصمیم‌گیرى است؟ چه کسى میخواهد نسبت به این قضیّه تصمیم‌گیرى بکند؟ دولت که مجموعه‌ى مجریان کشور هستند، سرشان بیشتر به مسائل اجرائى مشغول است تا به این مسائل کلّى‌ای که بخصوص در کارهاى اجرائى خیلى مابِازاء ندارد که بشود انسان آن را حس بکند و لمس کند. [بنابراین،] یک مرکزى لازم است براى اینکه این‌جور چیزها را، خُلقیّات عمومى کشور را و جامعه را و ملّت را، خُلقیّات سیاسى را و خُلقیّات اجتماعى را، خُلقیّات رفتارى را، بحث کنند و روی آنها تصمیم‌گیرى بکنند. نه‌اینکه بخواهیم عرض بکنیم هر کارى در این زمینه‌هاى عمومى یا فرهنگ عمومى انجام بگیرد باید بیایند از اینجا اجازه بگیرند؛ نه، الان روحانیّت معظّم، دستگاه‌هاى تبلیغاتى کشور که دولتى هم نیستند و مردمى‌اند، دارند کارهاى فراوانى در این زمینه میکنند، احتیاج هم ندارند که بیایند از جایى استیذان(۶) بکنند که این حرف را بزنیم یا نزنیم؛ امّا حقیقتاً اینکه یک دستگاه متفکّره‌ی جامع همه‌ى خصوصیّات و بیننده‌ى همه‌ى کمبودها و نیازها وجود داشته باشد که بتواند خلأها را بفهمد، بعد ببیند که آیا حالا جاى این هست که به دستگاه تبلیغاتى کشور، فرضاً به سازمان تبلیغات یا به دستگاه اعزام مبلّغ در قم توصیه‌ای بکند ــ مثلاً اگر به این نتیجه رسید که در کشور این کمبود از لحاظ اخلاقى وجود دارد، به آقایان توصیه کنند یا نظر کارشناسى بدهند که به‌ نظر ما مبلّغین در این ماه رمضان یا در این یک سال یا در این بُرهه‌ى از زمان روى این مسئله تکیه بکنند ــ به سود کشور است. آیا ما این را تا حالا تجربه کرده‌ایم که بفهمیم لازم نیست؟ بلاشک یک چنین چیزى مفید است؛ بلاشک میتواند فواید زیادى داشته باشد و هیچ ‌کس از آن بى‌نیاز نیست. علی‌ایّ‌حال، پس در زمینه‌ى فرهنگ عمومى و مسائلى که مربوط به فرهنگ عمومى است، یک جایى لازم است که متصدّى شناخت و بحث و تصمیم‌گیرى و ابلاغ براى اجرا به مراکز خودش باشد و آن همین شوراى عالى انقلاب فرهنگى است که انصافاً هیچ جایگزینى هم ندارد. این یک نکته که خواستم عرض بکنم که جایگاه این [مجموعه] خیلى مهم است. البتّه مکرّراً سؤال میشود که از لحاظ نفوذ و نفاذِ(۷) قانونىِ این مصوّبات، ماها در چه وضعى هستیم؟ آیا مثلاً از لحاظ قانونى، [مصوّبات این شورا] حکم قانون دارد؟ این ‌هم قبلاً عرض شد که بله؛ زمان امام ما سؤال کردیم، ایشان فرمودند، بعد هم همین معنا تأیید شد از طرف ما که مصوّبات اینجا لازم‌الاجرا است؛ به هر جا ابلاغ شد، دستگاه‌هاى اجرائى موظّفند اجرا کنند؛ نمیشود گفت که حالا ما اینجا یک تصمیمى میگیریم، بعد یک زمان مجلس یک تصمیم [دیگری] میگیرد. البتّه اینجا دستگاه قانون‌گذارى نیست، تعبیر «قانون» [هم] نمیخواهیم بکنیم؛ کمااینکه در آن سؤالى هم که از امام شد و جوابى هم که ایشان فرمودند، اسم «قانون‌گذارى» نیامده؛ چون در قانون اساسى، مرکز قانون‌گذارى یک جا است. لکن منافاتى ندارد که مصوّباتِ اینجا در یک حوزه‌ى خاصّى، در یک سطح خاصّى، لازم‌الاجرا باشد؛ کمااینکه مصوّبات دولت و حتّى مصوّبات بعضى شوراهاى دیگر، در یک محدوده‌اى لازم‌الاجرا است. مصوّبات اینجا هم براى دستگاه‌هاى اجرائى لازم‌الاجرا است، منتها ممکن است یک دستگاه قانون‌گذارى بیاید برخلاف این، یک قانونى وضع کند؛ چه مانعى دارد؟ کمااینکه دولت ممکن است امروز یک تصویب‌نامه‌اى بگذراند، فردا قانون بیاید آن را نقض کند؛ نمیشود دولت بگوید پس ما اصلاً تصویب‌نامه نگذرانیم براى اینکه یک ‌وقت ممکن است نقض بشود؛ حتّى قوانین خود مجلس هم ــ قوانین این دوره ــ با یک فاصله‌ى معیّنى به ‌وسیله‌ى یک قانون دیگرى نقض میشود. به نظر من نمیشود این به ‌عنوان یک اشکالى مطرح بشود که «ما اینجا تصمیم میگیریم، بعد هم مجلس نقض میکند»؛ خب بکنند. اگر چنانچه واقعاً بررسى شد، تصمیم‌گیرى شد، دیدند باید نقض بشود، خب نقض کنند. آنجا مجلس شوراى اسلامى است؛ شما هم میتوانید آنجا حضور پیدا کنید و ثابت کنید، بعلاوه که اینجا مسئولین دولتى [از قبیل] ریاست محترم جمهوری، چند نفر از وزرا و بعضى مسئولین دیگر حضور دارند. این شورا این را احتیاج دارد که مصوّباتش بتواند اعتبار قانونی داشته باشد و در حدّ قانون باشد؛ مثل همه‌ى قوانین که آن [قانونِ] لاحق مقدّم بر [قانونِ] سابق است، [مصوّبات این شورا] هم آن‌جور خواهد بود. البتّه این در آن مواردى که دلالت آن [قانونِ] سابق با «عموم» یا «اطلاق» یا از این ‌قبیل باشد، ظاهراً واضح است؛ یعنى اگر این‌جور بود که یک قانونی مثلاً به نحو کلّى یک چیزى گفته و این [قانون لاحق] دلالت میکند بر مورد خاص ــ مثل همین تخصیص،(۸) مثل تقیید(۹) ــ ظاهراً واضح است که این مقدّم است؛ یعنى خیلى مئونه‌اى(۱۰) ندارد. در ذهن بنده این هست که حتّى آنجایى هم که تقابلشان تقابلِ تمام است، یعنى به طور کامل با هم معارضه دارند، آن [قانونی] که لاحق است مقدّم است؛ این‌جور در ذهن ما بوده. حالا اگر بخواهید زمینه‌ى همین هم روشن بشود، خود شورا میتواند بنشیند اصلاً موارد این را تشقیق(۱۱) کند. فرض بفرمایید بعضى از مقوله‌ها هست که کاملاً فرهنگى است، بعضى از مقوله‌ها [هم] هست که خیلى فرهنگى نیست، [بلکه] مقوله‌اى است که به مناسبت فرهنگى‌ها ممکن است اینجا مثلاً یک تصمیمى بگیرد، مثل مقوله‌ى حقوق و مزایا؛ میشود بین اینها تفکیک قائل شد و در آن جاهایى که کاملاً فرهنگى است، بگوییم حقّ اینجا است که تصمیم‌گیرى بکند؛ میشود اینها را تقسیم‌بندى کرد، مشخّص کرد و برای آنها محدوده معیّن کرد. شورا هم با مجلس عناد ندارد؛ آنها بالاخره یک مصلحتى را فکر کردند، حالا این مصلحت اینجا هم مطرح خواهد شد، بحث خواهد شد. البتّه خیلى هم مستبعد است که قانون بودجه‌اى که آنجا خود دولت پیشنهاد کرده و مجلس تصویب کرده، این شورا به نتیجه‌ای عکس آن برسد، در حالی ‌که رئیس دولت و وزرا هم در جلسه حضور دارند؛ این خیلى قریب ‌به ‌ذهن نیست، لکن به ‌هر حال میشود جزئیّات آن را مشخّص کرد. از همان اوایل، در ذهن ماها این بود که مصوّبات اینجا نمیتواند اعتبار قانونى نداشته باشد، وَالّا پایه‌ى اینجا سست خواهد شد؛ بالاخره ضابطه باید پیدا کرد. امّا آسمان به زمین نمی‌آید اگر یک مرتبه هم در طول پنج سال، مثلاً جنبه‌ى اقتصادى در مجلس غالب شد یا جنبه‌ى اجتماعى غالب شد یا غفلت شد، یک مصوّبه‌اى را مجلس داشته باشد، بعد اینجا به عنوان مسئولین فرهنگى بگویند که «این کار مصلحت نبود، مجلس چرا این تصویب را کرد؟» و نقضش کنند. على‌اىّ‌حال، پس این‌جور میشود فرض کرد که با حفظ اصل اینکه مصوّبات اینجا باید حتماً نافذ باشد ــ وَالّا اگر نفوذ نداشته باشد و بشود مرتّب نقضش کرد، افراد هیچ داعى‌ای(۱۲) بر نشستن [در این شورا] پیدا نمیکنند ــ ببینید موارد سؤال، مواردى که احیاناً ممکن است اشکالى پیش بیاید یا مثلاً موارد نادرالحدوث، چه جورى میشود؛ من حرفى ندارم که [این] در خود شورا بحث بشود. على‌اىّ‌حال، پس این ‌هم از جهت آن نفوذ قانونىِ مصوّباتِ اینجا و اهتمام دستگاه‌ها به اینجا. البتّه همه‌ى دستگاه‌ها باید خودشان را موظّف بدانند و عمل کنند. به بنده گزارش دادند که بعضى از دستگاه‌ها خیلى تحویل نمیگیرند مصوّبه‌ى اینجا را! خب تخلّف میکنند؛ این تخلّف است، باید برخورد بشود، باید دنبال‌گیرى بشود، بهشان اخطار بشود و موظّف بشوند که به آنچه از اینجا ابلاغ میشود، مثل یک امر واجب‌الاطاعه ترتیب اثر بدهند و از آن اطاعت کنند. یک نکته‌ى دیگرى هم امروز به نظرم رسید که عرض کنم؛ البتّه من به بعضى از برادران مسئولین اجرائى این را عرض کرده‌ام، [ولی] به ‌نظرم مناسب آمد که اینجا هم بگویم. آقایان! همان‌طور که توجّه دارید، عرصه‌ى فرهنگ عرصه‌ى یک مبارزه است. اینکه ما گفتیم «تهاجم فرهنگى»، مخصوص امروز هم نیست؛ البتّه یک ‌وقت تهاجم در یک زمینه‌هایى بُروز بیشترى دارد یا شدّت بیشترى پیدا میکند. فرهنگ جاى جنگ است؛ فرهنگهاى گوناگون با یکدیگر در حال مقابله‌اند. البتّه اگر چنانچه صاحب یک فرهنگى ــ یک مجموعه‌اى که یک فرهنگى دارد ــ بتواند فرهنگ خودش را تکمیل کند با فرهنگهاى دیگر، خیلى خوب است؛ [اگر] بتواند بگیرد چیزهایى را، خیلى خوب است. یک مقدار [از این موضوع] هم اختیارى نیست؛ کسى که مطالعه میکند در تاریخ، مشاهده میکند که انتقال فرهنگها از بخشهاى گوناگون عالم به بخشهاى گوناگون عالم، یک امر اختیارىِ ناشى از یک تصمیم‌گیرى نیست، اگرچه اسلام در مقام تصمیم‌گیرى هم با این تصمیم مخالفتى ندارد؛ اسلام فرهنگ جامعه را تکمیل میکند، با همه‌ى آنچه از خیرات و حسنات در فرهنگهاى دیگر وجود دارد. لکن در دنیا فرهنگهاى مختلف در مقابل هم صف‌آرایى میکنند. این صف‌آرایى ممکن است در یک مواردى طبیعت فرهنگها باشد؛ مثلاً فرهنگ مادّیگرى طبعاً در مقابل فرهنگ معنوى یک نوع صف‌آرایى دارد ــ ولو متولّیانشان عملاً کارى نخواهند بکنند ــ و طبعاً این ضدّ آن و علیه آن است و آن [نیز] ضدّ این است. یک ‌وقت هم هست که بحث طبیعت دو فرهنگ نیست، بلکه مجموعاً متولّیان یک فرهنگ، صاحبان یک فرهنگ، به دلایلى سعى میکنند فرهنگ خودشان را غلبه بدهند بر یک فرهنگ دیگرى؛ کمااینکه استعمارگرها در دوران استعمار، یکى از اوّلین کارهایى که میکردند این بود که فرهنگ خودشان را وارد آن منطقه‌ى تحت نفوذ استعمارى بکنند، این را [هم] حساب‌شده میکردند؛ نه به این معنا که لشکریانشان مى‌آمدند سالها میماندند و قهراً فرهنگ منتقل میشد؛ نه، براى این [کار] محاسبه میکردند، از اوّل استعمار، از قرن هجدهم، از قبل انقلاب فرانسه. ناپلئون که آمد مصر ــ البتّه قبل از حکومتش؛ آن وقتهایى که کنسول و یک نیروى اجرائى بود ــ درست است که سعى کرد با آنها على‌الظّاهر به شکل غیر استعمارى برخورد بکند، لکن تمام آنچه از ورود فرهنگ غربى به دنیاى عرب و بخصوص به مصر ذکر میکنند، به همان مدّتِ کوتاهِ یکى دو سالى میرسانند که ناپلئون در مصر بود؛ چاپخانه آورد آنجا و بنا کرد افکار فرانسوى را و مفاهیم رایج آن روز فرانسه را در مصرِ آن روز گسترش دادن؛ کار استعمارگران این است. همین کار را انگلیس‌ها در هند کردند؛ در آفریقا [هم] استعمارگرها هر جا که رفتند، این کار را کردند. این کار قهرى‌ای است که استعمارگرها هر جا را میگرفتند، فرهنگ خودشان را [هم] میبردند براى سلطه‌ى استعمارى؛ لذاست که این فرهنگها ماندگار هم شده. الان در آن جاهایى که به‌ وسیله‌ى انگلیسی‌ها فتح شده، فرهنگ انگلیسى بعد از گذشت قرنها هنوز ماندگار است؛ حتّى شکل سیاسى حکومت انگلیس و بسیارى از چیزهاى دیگر. اگر چنانچه یک‌ وقتى قدرتمندان عالم و کسانى که میتوانند کارى بکنند، ملاحظه کنند که در یک کشورى بخشى از فرهنگ آن کشور مزاحم آنها است و معارض منافع آنها است، بدیهى است که با آن بخش معارضه میکنند؛ معارضه‌ى فرهنگى. این‌جور معارضه دیگر معارضه‌ى توپ و تفنگ و کارهاى امنیّتى و سیاسى نیست؛ این معارضه‌ى فرهنگى است. هر کسى که زبان رساترى، قوّت استدلال و منطق قوی‌ترى، بخصوص امکانات تبلیغاتى بیشترى و تجربه‌ى بیشترى در این زمینه‌ها داشته باشد، او برنده است. امروز این تجربه شده است در دنیا و همه بِالعیان مشاهده کرده‌ایم و مشاهده کرده‌اید که در همین دوران اخیرى که این حکومتهاى سوسیالیستىِ اروپا فرو ریخت، تبلیغات گوناگون غربی‌ها چقدر مؤثّر بود در تسریع و جهت دادن به این کارى که انجام میگرفت؛ به ‌هر حال، دیر یا زود یک زمانى انجام میگرفت، لکن آنها تسریع کردند. در کشور خود ما هم این معنا وجود دارد. بلاشک امروز قدرتهاى استکبارى‌ای که از انقلاب آزرده هستند و ضرردیده هستند وقتى نگاه میکنند، نکاتى را در این انقلاب و در فرهنگ این مردم مشاهده میکنند که یا منشأ اصلى اشکال براى آنها این نکات هستند یا تشکیل‌دهنده‌ى بخشهاى عمده هستند، و روى آنها کار میکنند؛ از این قبیل است ایمان مردم ــ بخصوص [ایمان] نسل جوان ــ و از این ‌قبیل است بعضى از مفاهیم سیاسىِ ما که براى آنها بسیار مهم است. بنابراین، در زمینه‌ى فرهنگ، ما مواجه هستیم با یک تهاجم و جنگ حقیقى و سازمان‌یافته با طرق مختلف که از راه‌هاى بسیار هنرمندانه و خوبى هم وارد میشوند. این‌جور هم نیست که همه‌جا خودشان مستقیم کار بکنند؛ این‌جور هم نیست که همه‌جا لباس تهاجم بپوشانند به این تحلیلى که میکنند و این حرفى که میزنند؛ همه‌ی آن [تهاجم] هم به ‌وسیله‌ى رادیوها و تفسیرهاى سیاسى نیست: کتاب مینویسند، مقاله مینویسند، داخل محیط‌هاى آموزشى که کسانى را آموزش میدهند، چیزهایى را منتقل میکنند. به‌ هر حال، کسى که به مسائل فرهنگى حسّاسیّت داشته باشد و متوجّه مسئله‌ى تهاجم فرهنگى باشد، نشانه‌هاى بارز بى‌شمارى را در این زمینه مشاهده میکند. من میخواهم عرض بکنم که در کار فرهنگى در کشور ما، یکى از چیزهایى که لحظه‌اى نمیشود از آن غفلت کرد این مسئله‌ى تهاجم فرهنگى است. البتّه میشود این دعوتى را که ما به [مقابله با] تهاجم فرهنگى میکنیم معناى دیگرى کرد، جور دیگرى فهمید، جور دیگرى تحلیل کرد، لکن این که دارم عرض میکنم حقیقت قضیّه است. نمیشود ما امروز سرمان را در زمینه‌ى مسائل فرهنگى کشور [پایین] بیندازیم، به خیال خودمان کار سازنده بکنیم، مملکتمان را بسازیم و توجّه نکنیم که دشمنانى وجود دارند که دین ما، استقلال ما، حتّى ارزشهاى ملّى ما، یعنى حتّى ارزشهاى غیر دینى ما را با ابزارهاى فرهنگى هدف قرار میدهند و اینها را با همان ابزارهاى فرهنگى که ابزارهاى تبلیغى است ــ فیلم هست، سینما هست، خبرسازى هست، جریان‌سازى جهانى هست، بحث هست، استدلال هست ــ مورد تهاجم قرار میدهند و پایه‌هاى اینها را در داخل کشور سست میکنند. ما [اگر] بخواهیم کشورمان را به سمت همان هدفهایى که تعریف شده و ترسیم شده پیش ببریم بدون اینکه به این نکته توجّه بکنیم، به ‌نظر من نه کار شدنى‌ای است، نه کار حکیمانه‌اى است، نه کار عاقلانه‌اى است؛ به این باید توجّه بشود. انتظار من این است و خواهشم از شوراى عالى انقلاب فرهنگى این است که مسئله‌ى تهاجم فرهنگى را بحث کنید؛ اصلاً این موضوع را مورد مطالعه قرار بدهید. البتّه شکّى نیست که به نحو حمل شایع صناعى(۱۳) قطعاً مسائلى هست که مربوط به تهاجم فرهنگى است و الان بحث میشود؛ الان همین مسئله‌ى اسلامى کردن دانشگاه‌ها از مسائلی است که بحث در آن، به حمل شایع، بحث از تهاجم فرهنگى است؛ نه، به حمل اوّلىِ ذاتى(۱۴) اصلاً درباره‌ى خود تهاجم فرهنگى بنشینید بحث کنید: واقعاً تهاجم فرهنگی [چیست]؟ آیا آنچه بنده میفهمم در قضیّه‌ى تهاجم فرهنگى، اصلاً درست است یا نه؟ اینها را مناقشه کنید؛ اگر دیدیم که این درست است و اگر دیدیم که حقیقتاً ارزشها و اصول، پایه‌ها، مبانى، مورد تهاجم قرار گرفته، ستاد اصلى براى مقابله‌ى با این تهاجم اینجا است و اینجا نبایستى از این قضیّه غفلت بکند و این کار را باید ان‌شاءالله با جدّیّت دنبال بفرمایید. این، آن عرضى بود که ما میخواستیم مطرح بکنیم. البتّه من نباید فراموش بکنم و اگرچه عرض شد، تکرار بکنم که من حقیقتاً از کارکرد شورا قلباً راضى هستم؛ یعنى این مجموعه‌ى باارزشى که دُور هم جمع شده‌اید، واقعاً ما به این سنگینى و با این وزانت علمی شاید هیچ مجموعه‌ى رسمى‌اى را در کشور نداشته باشیم. حالا غیر رسمى‌ شاید باشند که ما نمی‌شناسیم، امّا بین مجموعه‌هاى رسمى واقعاً با این وزانت علمى و فرهنگى‌ای که این مجموعه دارد، شاید هیچ مجموعه‌اى نباشد. بنده هم خوشحالم که ما این مرکز بسیار مهم را داریم و از اینکه شنیدم و گزارش داده شد که بعضى از حضرات خیلى اهتمام دارند براى حضور، براى شرکت در بحثها، بنده خیلى خوشحالم و از آن حضرات هم تشکّر میکنم. البتّه از همه‌ى برادرها و خواهرمان بایست درخواست کنیم که نسبت به حضور در جلسه، هم کمّاً و هم کیفاً اهتمام داشته باشند. سابق این جلسه هر هفته تشکیل میشد، حالا ظاهراً دو هفته یک بار تشکیل میشود؛ دو هفته یک بار خیلى زمان زیادى هم نیست براى اینکه همه مقیّد باشند که حتماً در هر جلسه‌اى شرکت بکنند و از اوّل جلسه تا آخر جلسه شرکت بکنند و در بحثها شرکت بکنند؛ یعنى حضورشان در جلسه حضور فعّال و مثبتى در بحثها باشد ان‌شاءالله؛ اگر این‌جور باشد، این جلسه به نتایج خودش خواهد رسید. و آن مصوّباتى که دیدم مصوّبات خوبى بوده؛ مجموعه‌هایى که درست شده است براى رسیدگى به بعضى از مقاصد ــ مثل همین مسئله‌ى اسلامى کردن دانشگاه‌ها یا تغییر و اصلاح ساختار که یک بخشى مخصوص رسیدگى به این قضیّه شدند ــ مثبت و باارزش است و بنده صمیمانه از همه‌ی آقایان متشکّر هستم. والسّلام علیکم و رحمة ‌الله