بیانات در دیدار جمعی از آزادگان

1369/06/26 لینک کوتاه

متن کامل بیانات

در قالب سلسله دیدارهای آزادگان به دنبال اجرای قطعنامه‌ی ۵۹۸ و تبادل اسرا(۱) بسم الله الرّحمن الرّحیم بسیار جلسه‌ى خاطره‌ساز و از لحاظ معنا جلسه‌ى عظیمى است. حال و هواى مخصوصى بر این جلسه حاکم است. ما که از لحظات پُررنج شما و ساعات آمیخته‌ى با صبر و استقامت شما فقط از دور آشنا هستیم و از آنها خبر بسیار کمى داریم، در زیارت شما و دیدار با شما احساس میکنیم مجموعه‌اى از نِعَم الهى، از کرامتهاى خدا بر بندگان صالح و مجموعه‌اى از امتحانهاى دشوار یک انسان مؤمن را در وجود شما میتوان مشاهده کرد. بر شما گوارا باد ثواب الهى و مشاهده‌ى لطف و رأفت و رحمت حق و همچنین گوارا باد بر شما تجربه‌ى آن حالات و خصوصیّاتى که فقط یک بنده‌ى مؤمن در طول زندگى تجربه میکند. بعضى از آیات کریمه‌ى الهى ــ آیات قرآن ــ گویى در طول قرنهاى متمادى، به معناى واقعى، یا تفسیر نشده بود یا به ‌وسیله‌ى ما و نسلهاى معمولى بشر فهمیده نشده بود. این آیات در دوران انقلاب ما و در طول این ده یازده سالِ پُر‌حادثه و پُر‌ماجرا معنا شد و حق هم همین است. حوادث و شرایط خاص است که میتواند حقایق الهى را که در قالب الفاظ هست، درست معنا کند. مثلاً آیات نازل‌شده‌ى در جنگ اُحد را نمیشود در یک زندگى عافیت‌آلود و عافیت‌آمیز درست فهمید. آیات نازل‌شده‌ى در غربت نبىّ ‌اکرم (صلّى الله‌ علیه و آله و سلّم) و اصحاب آن بزرگوار مثلاً در شعب‌ ابى‌طالب یا در راه مکّه را نمیشود در شرایط معمولى زندگى و در خانه و در بازار و در محیط مأنوس خانوادگى درست درک کرد؛ چیز دیگرى لازم است؛ شرایط خاصّى لازم است که بسیارى از آیات معنا بشود. و اگر درست بخواهیم نظر بدهیم، باید بگوییم که مجموعه‌ى آیات الهى با تفاسیر ائمّه‌ى معصومین (علیهم الصّلاة و السّلام) که در ظرف انقلاب نازل شده بود ــ در دوران بعثت و هجرت و جهاد و شهادت نازل شده بود ــ در دوران انقلاب که دوران برانگیختگى مردم، دوران جهاد و شهادت و هجرت و زحمت و تلاش است، بهتر از همیشه‌ى تاریخ فهمیده میشود یا قابل فهمیده شدن است. یکى از آیات الهى این بود که اگر براى خدا کار کنید، خدا به شما کمک خواهد کرد: وَ لَیَنصُرَنَّ‌ اللهُ مَن یَنصُرُه؛(۲) یکى از آیات الهى این است که اگر صبر کنید و استقامت کنید، خدا را با خود خواهید یافت: اِنَّ ‌اللهَ مَعَ الصّٰبِرین؛(۳) نمیشود این آیات را همین‌‌طور خواند و رد شد؛ هر کلمه‌اى از کلمات این آیات یک تجربه‌ى زندگى است، یک درس حکمت است؛ همین‌جورى نیست که بخوانیم و عبور کنیم و فکر کنیم که فهمیدیم. یا اینکه در قرآن کریم هست که هر کس تلاش کند در راه خدا، هر کس مجاهدت کند براى خدا، در حقیقت براى خود تلاش کرده است و مجاهدت کرده است ــ وَ مَن جٰهَدَ فَاِنَّما یُجٰهِدُ لِنَفسِه ــ(۴) اینها آیات الهى است و ما اینها همه را قبول داشتیم؛ امّا قبول داشتن یک مسئله است، لمس کردن یک مسئله‌ى دیگر است؛ حالا لمس میکنیم. در طول دوران نهضت، دوران انقلاب، بعد از پیروزى انقلاب، در هشت‌ساله‌ى جنگ، در این دوساله‌ى بعد از جنگ، مجموعاً در این یازده دوازده سال بعد از بیست‌ودوّم بهمن ۵۷ تا امروز، اینها را داریم یکى‌یکى تجربه میکنیم، لمس میکنیم، قدم‌به‌قدم درک میکنیم؛ یعنى ملّت ما اینها را دارد درک میکند. تا اینجا هر چه وعده‌ى الهى بود، درست بود و عمل شد؛ هر چه تحلیل بر اساس آیات محکمات قرآن بود، درست از آب در آمد و محقّق شد. تا اینجا ما به وضوح و عیان دیدیم که یک ملّت مؤمن و باخدا، وقتى همه‌ى دنیا هم در مقابل او قرار بگیرند، اگر بِایستد و صبر کند، شکست نخواهد خورد؛ این را تجربه کردیم؛ همیشه میگفتیم ــ قبل از انقلاب میگفتیم، اوایل انقلاب میگفتیم، در طول این ده سال بارهاوبارها میگفتیم ــ امّا حوادث این گفته را براى ما عینى و ملموس کرد. یعنى در بُرهه‌ى طولانى‌اى از زمان، دو ابرقدرت، هم‌پیمان‌هایشان، دنباله‌روهایشان، کسانى که منافعشان با آنها یکى است، کسانى که با آنها بدند امّا از آنها میترسند ــ یعنى تقریباً همه‌ى دنیا ــ ایستادند در مقابل ما و آن دشمن حقیر را تقویت کردند، پشتیبانى کردند؛ و امروز خود آنها دارند اعتراف میکنند که اگر ما از عراق پشتیبانى کردیم، به خاطر دشمنى با ایران بود.(۵) برادران ما در دولت سفارش کردند، کلّیّه‌ى اعترافاتى را که مقامات رسمى و خبرگزارى‌ها و گویندگان و سخنگویان در دنیا دارند در این زمینه بر زبان جارى میکنند، جمع کنند که یک کتاب قطور میشود؛ شاید تا حالا [هم ] شده باشد. همه دارند میگویند ما عراق و رژیم عراق را قبول نداشتیم، جنایاتشان را هم میدیدیم، خلاف‌کارى‌هایشان را هم میدانستیم امّا براى خاطر ایران، براى خاطر جمهورى اسلامى، براى خاطر اینکه اسلام قد عَلَم نکند، به او کمک کردیم. خب، همه‌ى دنیا ایستادند در مقابل جمهورى اسلامى، امروز ...... [امّا] «وَ لَیَنصُرَنَّ‌ اللهُ مَن یَنصُرُه»؛ حتماً و محقّقاً خداى متعال نصرت میدهد، یارى میکند آن کسانى را که او را یارى کردند؛ و نصرت داد. بعضی از شماها ده سال، بعضى هشت‌ سال، بعضى هفت سال، بعضى پنج سال، بعضى دو سال زجر کشیدید؛ یک روز اسارت هم بسیار است؛ یک ساعت اسارت در دست دشمن غدّار جبّار بى‌دینِ دست‌شسته‌ى از انسانیّت هم سخت است. این هم یکى از نمایشهاى اسلام بود. ما هم اسیر داشتیم، ما هم بین اسرا محکوم داشتیم که محاکمه‌شان کردیم، محکوم شدند مثلاً به زندان، ما هم اسیرها را نگه داشتیم. امروز اسرائى که از ایران میروند، چه بخواهند، چه نخواهند، چه رؤسایشان اجازه بدهند، چه اجازه ندهند، تصویرى که از اسلام و از رأفت اسلامى و از اخلاق اسلامى در ذهن آنها است، آن تصویرى است که ما میخواهیم، نه آنکه دشمن خواسته. اسرائى که تا گلوله‌ى آخرشان را مصرف کرده بودند، بعد دستشان را بالا کرده بودند، از ساعت اوّل، این بچّه‌هاى جوان ما در جبهه، آب قمقمه‌ى خودشان را دادند به آنها. بعد آمدند اینجا، در سربازخانه‌ها، در اردوگاه‌ها، در خانه‌ها؛ آن غذایشان، آن بازى‌شان، آن تفریحشان، آن کار یاد گرفتنشان، آن عزادارى‌هایشان، آن جلساتشان و آن کارهاى فراوانى که میکردند. شماها غالباً خبر ندارید؛ یک وقتى اگر این فیلم‌هایی را که تلویزیون مکرّر اینجا پخش کرده ببینید، خیلى تعجّب خواهید کرد، وقتى مقایسه کنید. آنها هم اگر وضعیّت شما را بدانند، حقایقى را خواهند فهمید.