بیانات در دیدار اعضاى هیئت امناء و هیئتمدیره مجمع خیّرین سلامت کشور
متن کامل بیانات
بسم الله الرّحمن الرّحیم(۱) این جوشش مبارک از شیراز شروع شد و ما باید از شیرازىها متشکّر باشیم که به این فکر افتادند و این کار را راه انداختند؛ بعد هم بایستى از جنابعالى و بقیّهى دوستان و همکارانتان از ته دل تشکّر کنیم که این کار مهم را دارید انجام میدهید. اوّلاً کارهاى مردمى بابرکت است؛ وقتى نیروى مردم و ایمان مردم و انگیزهى مردم به میدان آورده میشود، کار برکت پیدا میکند؛ یَدُ اللهَ مَعَ الجَماعة؛(۲) جماعت، مردمند دیگر. خب، این اصل مهمّى است. یکى از کارهاى اساسى از اوّل انقلاب تا حالا، تفهیم همین مسئله به بعضى از کسانى بوده که این مسئله را بلد نبودند و به آن توجّه نداشتند. اگر مردم در همهى امور وارد میدان شدند، مشکلات حل خواهد شد، گرهها باز خواهد شد؛ کمااینکه اصل انقلاب هم همینجور بود؛ اگر مردم وسط نمىآمدند، احزاب و چهرههاى سیاسى و سیاستمدارها و سیاستبازها نمیتوانستند هیچ کار بکنند؛ مردم آمدند وسط [میدان]. در همهى امور همینجور است؛ در آموزش پرورش همینجور است، در سلامت همینجور است، در اقتصاد همینجور است؛ باید مردم در کارهاى عمومى و اجتماعىاى که ارتباط به بدنهى کشور پیدا میکند، سهیم و دخیل بشوند؛ خب، یکى از مهمترین آنها هم مسئلهى سلامت است. لذا کار، کار مبارکى است. امّا مسئلهى سلامت، جزو مسائل درجه یک هر کشورى است؛ یعنى اگر ما دو سه مسئلهى درجه یک را بخواهیم کنار هم بگذاریم، بلاشک یکى از آنها مسئلهى سلامت و بهداشت و درمان است. و ما به عنوان دلسوزان کشور ــ حالا اعمّ از مسئولین رسمى، و کسانى که رسماً مسئولیّت ندارند امّا دلسوز کشورند ــ باید بتوانیم کارى کنیم که خیال مردم از ناحیهى مسئلهى درمان آسوده بشود؛ یعنى این را واقعاً بایستى همّت بگماریم. هر کسى که مریض شده باشد، مریضدارى کرده باشد، صدق این مطلب را میفهمد؛ و فکر نمیکنم کسى هم باشد که مریض نشده باشد و مریضدارى نکرده باشد. بالاخره همه میدانند که بیمارى چیست و بیماردارى چگونه است. لذاست که کار، بسیار کار مهمّى است؛ هر چه میتوانید در این قضیّه تلاش کنید، سعى کنید. ترتیبى هم که ذکر کردید که آقایان ائمّهى محترم جمعه را در این زمینه وارد کردید، دانشگاهها را وارد کردید، پزشکان را وارد کردید، همهی اینها لازم است؛(۳) اینها کارهاى بسیار اساسى است. اگر در کارْ نگاه تخصّصى و عالمانه نباشد، دچار مشکل خواهد شد؛ یعنى یا موازىکارى میشود، یا کارْ غلط انجام میگیرد؛ بنابراین باید نگاه عالمانه در آن وجود داشته باشد؛ و این هم جز با حضور پزشکان و اساتید و مانند اینها امکانپذیر نیست؛ همچنان که اگر چنانچه جنبهى مردمى آن قطع بشود، باز این کار ــ همینطور که گفتیم ــ به نتیجهى نهایى نخواهد رسید و حضور ائمّهى محترم جمعه یقیناً در این قضیّه مؤثّر است. منتها سعى کنید مانع بشوید از اینکه [کار] به سمت یک تشکیلات بستهى ادارى حرکت کند ــ یعنى به این توجّه بکنید ــ اگر چنانچه کار شکل ادارى پیدا کرد، از آن حالت انعطاف و پویایى و نشاط خواهد افتاد. کار ادارى دارد در جاى خودش انجام میگیرد؛ وزارت بهداشت و درمان هست، دستگاههاى گوناگون هستند؛ این کار، یک کار دیگرى است، یک جریان دیگرى است؛ نگذارید که شکل ادارى [پیدا کند]؛ متحجّر نشود. انشاءالله خداى متعال هم کمک خواهد کرد. مسئلهى «به دولت گفتن» اشکالى ندارد؛(۴) ما به دولت سفارش میکنیم، اگرچه من بعید میدانم دولت در این برههى از سال و از زمان بتواند کمک قابل توجّهى به شما از لحاظ مالى بکند؛ یعنى الان شرایط دولت جورى نیست که بتوانند یک کمک قابل توجّهى بکند؛ لکن سفارش میکنیم. اینها مشوّق نیست که گمرکى نگیرند، یا بگیرند و کم بگیرند؛ اینها مشوّق نیست؛ مشوّق واقعى همین است که ببینند کار پیش میرود. وقتى که این خانم(۵) کمک میکند به یک بیمارستان، یا آن برادر(۶) ــ که آن روزى که آقایان شیرازىها اینجا بودند،(۷) چند نفر اینجا بودند که معرّفى کردند و گفته شد که بیمارستان ساختند یا امثال این کارها ــ وقتى دیدند که این کارى که انجام دادند، این پولى که خرج کردند، دارد از آن استفاده میشود، مردم دارند بهره میبرند، این بزرگترین مشوّق است؛ این خوب است. یعنى کار را جورى پیش ببرید که آن کسى که خیّر است و دارد کمک میکند و دارد پول میدهد و دارد وقت میگذارد یا ذهنش را، فکرش را در خدمت این کار میگذارد، وقتى به واقعیّت کار نگاه میکند، ببیند این کار پیش رفت؛ این بزرگترین مشوّق است. وقتى این[طور] شد، رضاى خداى متعال هم البتّه هست. ما هر کارى که براى خدا بکنیم، هیچ چیز از دست نخواهیم داد؛ یعنى در میزان الهى، پَر کاهى هم حذف نمیشود، از نظر دور نمیماند؛ یک ساعت کار کردن، تلاش کردن، فکر کردن، موجب میشود که در میزان الهى کفّه سنگین بشود. خیلى کارها هست که شما انجام میدهید، هیچ کس هم نمیفهمد؛ مثلاً یک وقتى، یک دلسوزىاى انجام میدهید، نسبت به یک قضیّهاى نگران میشوید، دنبال این نگرانى فکر میکنید، این را کسى نمیفهمد؛ امّا اینجا هستند کسانى که میفهمند، کرامالکاتبین(۸) تشخیص میدهند، همان را مینویسند؛ این در میزان شما یک وزنهاى خواهد شد، «فَمَنثَقُلَتمَوازینُه»(۹) خواهد شد. انشاءالله خداوند متعال همهتان را موفّق و مؤیّد بدارد.