بیانات در دیدار رئیسجمهور پاکستان
متن کامل بیانات
[بسم الله الرّحمن الرّحیم از سفر رئیسجمهور پاکستان و هیئت همراه به ایران براى شرکت در مراسم تشییع پیکر پاک و مقدّس حضرت امام خمینى تشکّر میکنم.] هیچوقت ما بین خودمان و شما برادران عزیز فاصلهاى نمیدیدیم. ما میدانیم که شما و ملّتتان با ما در این غم بزرگ شریک هستید. از اینکه جنابعالى این زحمت را قبول کردید و به تهران آمدید صمیمانه تشکّر میکنم؛ همینطور از هیئت همراهتان صمیمانه تشکّر میکنم. ما همان احساسى را که در زمان مرحوم ضیاءالحق احساس میکردیم، امروز هم احساس میکنیم. ما آماده هستیم که همکارى خودمان را با دولت شما بهطور قوى و حتّى از گذشته قویتر ادامه دهیم. خلأ وجود رهبر فقید ما حضرت امام خمینى بههیچوجه در کشور ما پُرشدنى نیست و آن شخصیّت عظیم و استثنائى، کسى و چیزى نبود که ما تصوّر کنیم میشود خلأ او را پُر کنیم. ما مثل دیگر مسلمانان عالَم، احساس میکنیم پدر، مراد و رهبر خودمان را از دست دادهایم. حضرت امام خمینى از نوع شخصیّتهایى که ما امروز سراغ داریم نبود؛ یک شخصیّت مخصوص به خودش بود؛ شخصیّت [او] مربوط به پیغمبران و امامان بود و امروز حقیقتاً خلأ آن وجود بسیار بزرگ، در نظام ما بسیار محسوس است. هدایت او و رهبرى او و نصیحت او در ذرّهذرّهی بناى نظام ما حس میشد و بنابراین حقیقتاً یک ضایعهی جبرانناپذیر براى ما بود. ولى با وجود این میخواهم تأکید کنم که ما همان سیاستها و خطّمشیهایى را که در امور بینالمللى و داخلى داشتهایم ادامه خواهیم داد. ایشان در رابطهی ما با کشورهاى مسلمان و بخصوص همسایه تأکید زیادى داشتند. سفر من به کشور شما از جمله سفرهایى بود که ایشان را خشنود کرده بود و رئیسجمهور فقید شما از جمله شخصیّتهاى معدودى بود که این امکان را پیدا کرد که با امام خمینى ملاقات کند و پشت سر امام خمینى نماز بخواند. من تأکید میکنم ما بر روابط خود با شما اصرار میورزیم. خوشبختانه خانم بوتو (۱) بر گسترش همکارى با ایران همواره تأکید داشته. ما میدانیم که علاوه بر شخص جنابعالى و خانم بوتو، در دولت پاکستان دوستان خوبى داریم. (۲) صمیمانه متشکّریم [از بیاناتتان] بهخاطر تبریک و بهخاطر تأکید بر گسترش همهجانبهی مناسبات و بخصوص در مورد امام که براى ما محبوبترینِ انسانهاى روى زمین بود. بله، همیشه پیشبینیهاى دشمنان همینطور خطا از آب در آمده. حقیقت این است که یک شانس بزرگى ما داریم و آن این است که دشمنان ما، ما را و انقلاب ما را و ملّت ما را درست نمیشناسند. ما همیشه تحلیلها و نقشههاى آنها را در مورد خودمان و ملّتها میخوانیم و به آنها میخندیم و قدرى هم از آنها خوشحال میشویم؛ چون هرچه دشمن، انسان را کمتر بشناسد، براى انسان بهتر است. در اوایل ریاست جمهورى من، آقاى ضیاءالحق به تهران آمد؛ جلسهی خوبى با ایشان داشتیم؛ مرحوم سکوتوره رئیسجمهور گینه هم بود، آقاى مهندس موسوى نخستوزیرمان هم بود، آقاى هاشمى هم بود، آقاى حاجاحمدآقا هم بودند. ما چهار پنج ساعت با هم جلسه داشتیم و نماز و شام را هم با هم بودیم. وقتى من آقاى ضیاءالحق را تا فرودگاه بدرقه میکردم، در ماشین به من چیزى گفت؛ گفت من در این سفر احساس کردم جمهورى اسلامى نظم خود را به دست آورده. او قبل از آن در زمان بنیصدر هم آمده بود؛ میگفت آنچه میبینیم بکلّى با سفر قبلى متفاوت است. این یک راز داشت و آن یکدلى و یکدستى مسئولان بود. ما هشت سال اینجور با هم کار کردهایم و امروز همهچیز، ما را تشویق میکند و وادار میکند که همان صمیمیّت را حتّى بیش از گذشته داشته باشیم. ما در داخل نظام خودمان، نگرانىِ «بیاعتمادى نسبت به یکدیگر» را اصلاً نداریم و این را دشمنان ما خوشبختانه درک نمیکنند؛ لذاست که مسئلهی رهبرى، بدون هیچ مذاکرهی قبلى در ظرف هجده ساعت بعد از درگذشت حضرت امام تمام شد، درحالیکه قبلاً هم بر روى آن هیچ تواقفى نشده بود؛ ۷۵ نفر رسیدند و بحث کردند و به یک نتیجهی روشنى رسیدند. ما این را یک نقطهی قوّت براى نظام خود میدانیم و خدا را سپاسگزاریم و خوشحالیم که دوستان خوبى در سطح بینالمللى مثل شما داریم. امیدوارم در این سفر بسیار کوتاه به جنابعالى خوش بگذرد. متأسّفم که بهخاطر حالت موجود، قادر نیستیم آنچنان که مایلیم از شما پذیرایى کنیم.