بیانات در مراسم صبحگاه مشترک یگانهای زمینی، هوایی و دریایی سپاه
متن کامل بیانات
بسم الله الرّحمن الرّحیم(۱) یکى از بهترین منظرهها براى بنده همیشه این بوده و هست که فرزندان صمیمى و تربیتشده و ولادتیافتهى انقلاب را که بار سنگین مجاهدت و فداکارى سالهاى دشوار جنگ را بر دوش دارند و سهم مهمّى در آن فداکارىها دارند ــ در قالب سپاه پاسداران انقلاب اسلامى ــ در چهرهى منظّم و سازمانیافتهى یک نیروى کارآمد و آموزشدیده مشاهده کنم. بحمدالله آنچه امروز از ظواهر برمىآید، بخش قابل توجّهى از این خواسته و آرزوى بحق را در نیروى هوایى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى میشود دید. البتّه بارها عرض کردهایم که ظواهر همهچیز نیستند امّا در نیروهاى مسلّح مانند بسیارى از بخشهاى دیگر زندگى، ظواهرْ قسمتى از معنویّات و بواطن را میتوانند نشان بدهند؛ از این جهت حائز اهمّیّت است. نظمپذیرى، انضباطپذیرى، مسئلهى اهتمام به سلسلهمراتب و جدّى گرفتن فرماندهى و از این قبیل چیزها، چیزهایى است که طبق تجربهى چندهزارسالهى بشر در نیروهاى مسلّح، جزو لوازم حتمى نیروهاى مسلّح است و حوادث و وقایع صدر اسلام هم به این معنا گواهى میدهد. بحمدالله امروز علاوهى بر معنویّاتى که بعضى از آنها، حقیقتاً منحصربهفرد است در سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، داراى امتیازاتى هم از این جهاتى است که اشاره شد. امیدواریم که از همهى این جهات، بخصوص در زمینهى آموزش، به دست آوردن دانش نظامى، حفظ اندوختههاى تجربى، که سپاه از این جهت خزانهى ذىقیمتى را و ذخیرهى بزرگى را در اختیار دارد، همچنین حفظ آنچه در کلاسها و دورههاى گوناگون ــ چه در زمینهى مسائل عملیّاتى، چه در زمینهى مسائل ستادى ــ فرامیگیرید، امیدوارم که با پیشرفت اینها، کارایى سپاه و اقتدار سپاه و توانایىهاى آن، به عنوان یک سازمان رزمىِ مورد امید و مورد اعتماد، و همچنین تبادل اندوختهها و تجربیّاتش با ارتش که سازمان دیگرى است که تکیهى نظام جمهورى اسلامى به اینها است، روزبهروز پیشرفت بیشترى بکند. عزیزان من! یک نکتهاى وجود دارد و آن، این است که بعضى از چیزها در دنیا آموختنى است، یادگرفتنى است؛ کلاسى میگذارند، درسى میگذارند، دورهاى میگذارند، افرادى با استعدادهاى مختلف میروند و آنها را مىآموزند. خب، فرصتهایى است در اختیار بشر و فرمودند: «اُطلُبُوا العِلمَ مِنَ المَهدِ اِلَى اللحد»(۲) و از این قبیل چیزهایى که ما را امر میکند به فراگرفتن و تجربه آموختن و یاد گرفتن و [مانند] این چیزها؛ امّا یک سلسله چیزهاى دیگرى هست که اینها همیشه در اختیار آحاد بشر قرار نمیگیرد؛ گاهى دریچهى رحمت الهى باز میشود، پنجرهى آسمانها بلکه پنجرهى بهشت گشوده میشود و نفَس بهشتى به داخل فضاى زندگى مادّى ما مردم میوزد؛ این همیشگى نیست؛ این گاهگاهى است: اِنَّ لِرَبِّکُم فى اَیّامِ دَهرِکُم نَفَحاتٌ اَلا فَتَعَرَّضوا لَها.(۳) خوشا به حال آن کسانى که در معرض وزش نسیم معنوى الهى و بهشتى در این لحظات کمیاب قرار میگیرند و از آن استفاده میکنند. گاهگاهِ آن و به صورت تکتک آن، همیشهى تاریخ ممکن است پیش بیاید امّا نادرتر این است که این نفحه، عمومى بشود؛ و این چیزِ بسیار نادر در زمان ما واقع شد. اوّلاً خود این انقلاب عظیم [یکى از نفحات الهى است]. شما جوانها با فکر روشن و بازى که دارید، با آن دل پاک و حسّاسى که خدا در شما گذاشته است فکر کنید؛ وضع این دنیا را نگاه کنید؛ حرکت و سِیر دیوانهوار به سمت مادّیّت را ببینید؛ بعد برگردید به سمت کشور خودتان و جامعهى خودتان؛ پیام یک حرکت، یک حکومت و یک نظام، به رهبرى یک مرد عارف و الهىِ محض که کمترین ارتباط و تعلّق را ــ بر حسب آنچه معتاد(۴) ما مردم عادّى است ــ با مادّیّات داشته است، و بر پایهى افکار الهى و معنوى، این را در ایران اسلامى مشاهده کنید، ببینید این چه نفحهى عظیمى از سوى پروردگار بود. خود وجود آن مرد و سخنان او، یکى از نفحات بود که آن یکى از دست ما گرفته شد. یکى دیگر از نفحات بسیار ارزشمند الهى و از آن دریچههاى بهشتى که باز شد به روى ما، همین جنگ پُرمصیبت و پُردردسر بود. کسى خیال نکند ما از جنگ خوشمان مىآید؛ کسى خیال نکند ما خوشحالیم که هشت سال جنگ داشتیم؛ نه، جنگ مصیبت بود، بلا بود، سختى بود، امّا: