بیانات در دیدار اعضاى جامعه‌‌ى انجمنهاى اسلامى اصناف و بازار و مجامع امور صنفى سراسر کشور

1370/04/13 لینک کوتاه

متن کامل بیانات

به برادران عزیز اصناف و کسبه و بازاریان و همین‌طور به برادران صنوف تولیدى و بقیّه‌ى کسانى که به نحوى در کار دادوستد، در بازار اسلامى و جامعه‌ى اسلامى مشغول خدمتند و اینجا تشریف دارند، خوشامد میگویم و امیدوارم خداى متعال لطف و هدایت خود را به همه‌ى شما و ما در وظایفمان و بارهاى سنگینى که بر دوش ما است تفضّل بفرماید. یک نکته در باب کسبه در نظام اسلامى و کشور اسلامى این است که از دورانهاى گذشته تا امروز، کسبه و اصناف و تجّار و کسانى که در کار دادوستد بوده‌اند، اهل عمل به دین و عقیده‌ى دینى و اعتقاد به علماى دین و حضور در کنار آنها بودند؛ این را کسى نمیتواند انکار کند. کسبه از دوران قدیم تا دوران حاضر، جزو قشرهاى متدیّن در کشور ما بوده‌اند و هستند. همین تدیّن و اُنس با علما موجب شده است که در هر میدانى که علماى دین حضور داشتند، حضور اصناف و کسبه و اهل بازار و دادوستد در آنجا قطعى باشد؛ در مبارزات، در موضع‌گیرى‌هاى گوناگون سیاسى و یا دینى. وقتى علماى اعلام در دوران مبارزات ــ چه مبارزات نهضت اخیر و سالهاى دهه‌ى ۴۰ و ۵۰، و چه قبل از آن ــ میخواستند یک حضور مردمىِ قاطع را نشان بدهند، دستور میدادند که بازارها تعطیل بشود؛ و بازارى‌ها و کسبه تعطیل میکردند یعنى پشت سر علما مى‌ایستادند و این تأثیر زیادى هم داشت. رژیم‌هاى جبّار هم این را فهمیده بودند، لذا به انواع طرق درصدد بودند این لشکر مردمى را از روحانیّون جدا کنند؛ یا با فشار و ارعاب و تهدید، یا با بستن مالیاتهاى سنگین استثنائى در دوران ستم‌شاهى و یا با تبلیغات؛ غالباً هم اثرى نمیکرد. از اوّل انقلاب هم کسبه‌ى ما و اصناف شهرى ما در میدانهاى انقلاب حضور خوبى داشتند؛ در راه‌پیمایى‌ها بودند، در جبهه بودند، در کمکهاى مالى بودند. پس این قشر را ما یک قشر اسلامى و انقلابى میشماریم. معناى انقلابى هم همین است که در مواضع انقلاب حضور داشته باشند. هر جا انقلاب از آنها متوقّع است، آنها باشند. این در بسیارى از دورانهاى گذشته و در بخش مهمّى از دوران بعد از پیروزى انقلاب نسبت به جمع کثیرى از اصناف کشور وجود داشته است؛ این نکته را نباید کسى مورد مناقشه قرار بدهد. بعضى عادت کرده بودند یا عادت کرده‌اند که نسبت به اصناف و کسبه و بازرگانان، به طور کلّى و به طور مطلق زبان به بدگویى باز کنند؛ این غلط است. بله، بنا بر تفکّرات بیگانه‌ى از اسلام ــ تفکّرات مارکسیستى و غیره ــ اصلاً وجود اصناف و کسبه و بازرگانان یک وجود زیادى‌اى است! آنها اصل این قشر را قبول ندارند؛ کارى به کار دین و مذهب و اعتقادشان ندارند، خوب و بدشان را هم تفکیک نمیکنند. این قشر را اصلاً بعضى از تفکّرات الحادى رایج در آن زمانهاى مبارزات قبول نداشت. خب کسى نباید تحت‌ تأثیر آن حرفها و آن شعارها قرار بگیرد. در ایران اسلامى تا آنجا که ما فهمیدیم، دیدیم و لمس کردیم، اصناف در خدمت اسلام بودند، در خدمت انقلاب بودند، مطیع امام بزرگوار بودند، در میدانهاى انقلاب هم همه‌‌جا حضور داشتند. این یک نکته است. نکته‌ى دیگر این است که خود اصناف باید این موقعیّت اسلامى و انقلابى را حفظ کنند. نباید بگذارند که در درون اصناف و واحدهاى صنفى وضعى پیش بیاید که اوّلاً آنها را از مواضع انقلابى جدا کند، ثانیاً زبانهایى را که خیرخواه هم شاید نباشند، به روى آنها باز کند. اصناف باید در خدمت قوانین اسلامى باشند، مطیع قوانین باشند. من به شما برادران عزیزى که انجمنهاى اسلامى اصناف هستید ــ و ما به این انجمنهاى اسلامى اعتقاد داریم؛ مسئولین شما چهره‌هاى انقلابى و سابقه‌دار و مورد اعتماد امام و مورد اعتماد ما بوده‌اند و هستند ــ این مطلب را میخواهم عرض بکنم که در سالهاى جنگ و کلّاً در سالهاى بعد از انقلاب، بعضى از اصناف و کسبه و تجّار بسیار بد عمل کردند؛ کارى کردند که اگر کسى قصد داشت نسبت به کسبه و بازارى زبان به بدگویى پیدا بکند، بهانه و نمونه به طور وفور و فراوانى در اختیارش بود. سوء استفاده‌ها کردند، قوانین را بعضى زیر پا گذاشتند، به ثروتهاى کلان دست پیدا کردند. در حالى که مردم، قشرهاى حقوق‌بگیر، کارگران و کارمندان و نظامیان به خاطر مشکلات اقتصادى ناشى از جنگ و محاصره‌ى اقتصادى فشارهایى را تحمّل میکردند، اینها خودشان را در تحمّل فشار با مردم سهیم نکردند، بلکه جمعى از آنها حتّى این فشار را زیاد کردند! این مناسبِ چهره‌ى اسلامى و انقلابىِ اصنافِ مسلمان جمهورى اسلامى نیست. سیاستهاى نظام جمهورى اسلامى و دولت خدمتگزار جمهورى اسلامى این نیست که از راه کنترل‌هاى بسیار شدید، مشکلاتى را براى عامّه‌ى اصناف به ‌وجود بیاورد، ولى این نباید موجب آن بشود که کسانى سوء استفاده کنند. و من به شما عرض بکنم ــ و شما هم یقیناً میدانید، بنده هم بى‌خبر نیستم ــ که بسیارى سوء استفاده کردند. بنده یک وقتى به جمعى از انجمنهاى اسلامى بازار تهران ــ که چند سال قبل از این، در دوران ریاست جمهورى پیش من آمده بودند ــ(۲) گفتم شما باید نگذارید کسانى سوءاستفاده کنند، شما باید چهره‌ى سوءاستفاده‌کن را افشا کنید، شما باید شگردهاى مخصوصى را که براى فرار از مالیات، فرار از قانون، تخلّف و تقلّب به‌ کار میبندند، براى مأمورین دولت و مسئولین کشور افشا کنید؛ این کار هنوز هم باید بشود؛ من حالا هم این را عرض میکنم. البتّه اوضاع کشور از لحاظ اقتصادى غالباً بر یک روال نیست؛ مسائل اقتصادى کشور به عوامل گوناگونى بسته است که بسیارى از آن عوامل، خارج از مرزها است؛ وضع تورّم جهانى، وضع عرضه‌هاى گوناگون جهانى، وضع پول در دنیا و بسیارى از مسائلِ این‌جورى هست که روى اقتصاد یک کشور اثر میگذارد. غالباً اقتصاد یک کشور مستقلّى مثل ما که میخواهد مستقل زندگى بکند، با بعضى از نوسانها همراه است؛ نباید اجازه بدهید کسانى از این نوسانها، از این کم‌وزیادها استفاده کنند به‌ نفع جیب شخصى خودشان که تا یک‌رقمْ مالیاتى بسته شد بر یک صنفى، بلافاصله آن مالیات در زندگى مصرف‌کننده که به آن صنف مراجعه دارد، خودش را نشان بدهد؛ این مصلحت نیست، این درست نیست، این منطبق بر عدل اسلامى نیست. اینها را شما باید مراقب باشید. انجمنهاى اسلامى باید هوشیارانه عمل بکنند. من به شما عرض کنم که مالیات یک امر الزامى و شرعى است و دولت در جامعه‌ى اسلامى بر درآمدها ــ در صورتى که لازم بداند ــ بر طبق قانون، مالیات باید بگیرد. کسانى هستند که با داشتنِ درآمدهاى کلان، از این وظیفه‌ى قانونىِ شرعىِ الزامى که به‌ نفع کشور و براى طبقات کم‌درآمد و در خدمت مصالح اسلامى است، استنکاف(۳) میکنند؛ یک راهى باید پیدا کنید، نگذارید این‌جور بشود. اصناف مؤمن، بازرگانان متدیّن، چهره‌هاى انقلابى، سابقه‌دارها، جوانها، کسانى که جبهه‌ها را دیدید، براى جبهه‌ها پشتیبانى کردید، آن کاروانهاى کذائى را راه انداختید، چقدر زحمت را تحمّل کردید، آن کسانى که در رژیم گذشته آن مبارزات را کردید، آن ایستادگى‌ها را در بازار نشان دادید، و کسانى که در دوران انقلاب در همه‌ى حضورهاى سیاسى، خودتان را نشان دادید و دشمن را مأیوس کردید، در اساسى‌ترین میدانها یعنى میدان اقتصادى، بایستى یک حضور فعّال، در خدمت اهداف دولتى و اسلامى و نظام انقلابى و نه فقط براى سود شخصى داشته باشید. این درست نیست که کسى خیال کند که خب من کاسبم، من تاجرم، من براى سود دارم کار میکنم؛ نه، انسانهایى را ما مى‌شناسیم، مؤمنین و متدیّنینى را ما مى‌شناسیم که براى خاطر انقلاب، دکّان و کسب و کار و خرید و فروش و سود و استفاده، همه را بوسیدند گذاشتند کنار، آمدند در میدان انقلاب و براى انقلاب، زندگى خودشان را شب‌ و روز مصرف کردند؛ این‌جورش را هم داریم. ما البتّه از همه این‌جور توقّعى را نداریم امّا از همه توقّع انصاف را داریم. این هم یک نکته. و من این وظیفه‌ى نظارت عمومى بر کار اصناف را و جلوگیرى از تخطّى‌هاى گوناگونى را که بعضى از سوء‌استفاده‌چى‌ها در اصناف میکنند، بر عهده‌ى انجمنهاى اسلامى میدانم؛ مخصوصاً رؤساى انجمنها و معتمدین محترم بازار ــ که مورد اعتماد امام بودند، مورد اعتماد ما هستند و ما اینها را از سالها پیش شناخته‌ایم و دانسته‌ایم ــ بایستى نگذارند، اینها باید به دولت کمک کنند، اینها باید مانع سوء استفاده‌ى کسانى بشوند که تا دیدند یک بازار آشفته‌اى است، به خیال خودشان فوراً درصدد بیفتند که سوء استفاده کنند، جیب خودشان را پُر کنند. مسئله‌ى زندگى اسلامى مگر این است؟ مگر فقط جیب خود را پُر کردن مطرح است؟ این [هم] نکته‌ى دوّم که من خواستم شما برادران عزیز انجمنهاى اسلامى اصناف و متدیّنین بازار و برادران صنوف تولیدى ــ این کسانى که در کارهاى خیر هستید ــ به این توجّه داشته باشید و این یک وظیفه است. و امّا نکته‌ى بعدى: نگذارید در جامعه‌ى صنفى، در مجموعه‌ى اصناف در کشور به بهانه‌هاى مختلف ایجاد شقاق و اختلاف بشود؛ مانع بشوید. اصناف همیشه یک مجموعه‌ى یکپارچه‌اى بوده‌اند؛ باز هم باشید؛ براى خدا. امروز آن چیزى که دشمن را میترساند، اتّحاد ملّت ایران است. این خونخواران جهانى، از اتّحاد شما مردم بیشتر از همه‌ چیز میترسند. اگر با یک ملّت نمیتوانند روبه‌رو بشوند، بر اثر این نیست که نمیخواهند روبه‌رو بشوند؛ نه، از وحدت آن ملّت، از شجاعت آن ملّت و از ایمان آن ملّت میترسند، وَالّا استعمار جهانى و استکبار نشان داده‌اند که از جنایت باکى ندارند. مثل همین روزها بود که چند سال قبل از این، ناو آمریکایى در خلیج فارس، زد یک هواپیمایى را با قریب سیصد مسافر ساقط کرد و سوزاند و غرق کرد و همه‌ی آنها را از بین برد.(۴) بعد هم که اعتراض شد، جنجال شد، دنیا به حقّانیّت ملّت ایران در این حادثه واقف شد، [تنها] عذرى که خواستند، گفتند ببخشید، اشتباه کردیم. عجب! اشتباه کردید؟ برخلاف عرف موجود بین همین قدرتمندان امروز جهانى ــ که خیلى هم به انسانیّت و مبانى اخلاق اعتنائى ندارند ــ هواپیماى مسافربرى را که محترم است و کسى اجازه ندارد که به طرف هواپیماى مسافربرى تعرّضى بکند، با قریب سیصد مسافر ساقط میکنید، بعد میگویید اشتباه کردیم! غلط کردید اشتباه کردید! اشتباه کردیم یعنى چه؟ چرا پس فرمانده‌ آن ناو را به محاکمه نکشیدید، اگر اشتباه کرده بود؟ چرا به‌ او مدال دادید؟ چرا به دشمنى‌هاى خودتان به انواع و اقسام در گفته‌ها با ملّت ایران ادامه دادید؟ چه اشتباهى؟ شماها در پیدا کردن هدفهاى شوم هیچ وقت اشتباه نمیکنید؛ در رسیدن به کار زشت بر ضدّ ملّتهاى مستقل هیچ وقت اشتباه نمیکنید؛ درست میروید همان نقطه‌اى که زشت‌ترین و بدترین است، پیدا میکنید. امروز استکبار جهانى این است؛ آمریکا این است. اینها از جنایت باکى ندارند. اگر یک جایى اقدام نمیکنند، چون مقرون‌به‌صرفه نمى‌بینند براى خودشان، از یک چیزهایى ملاحظه میکنند و از عمده‌ترین چیزهایى که ملاحظه میکنند، یکپارچگى ملّت است. این یکپارچگى را مثل گوهر گرانمایه‌اى حفظ کنید. امروز ملّت ما بحمدالله‌ مثل همه‌ى دورانهاى بعد از انقلاب ــ از اوّل تا امروز ــ یک ملّت یکپارچه‌اى است؛ همه پشت سر مسئولین نظام و در خدمت اهداف انقلاب. بعضى‌ها تلاش میکنند بین مردم اختلاف بیندازند، بعضى هم تلاش میکنند مردم را نسبت به مسئولین و نظام بدبین کنند؛ بدانند که این کار خیانت است و بدانند که من ادامه‌ى این‌جور کارهایى را تحمّل نخواهم کرد. مهلتى داده میشود براى تنبّه، شاید به خود بیایند؛ وَالّا آن دستى که امروز درصدد باشد از هر وسیله‌اى استفاده کند، از هر نوع تبلیغات دروغى و کارهاى خلافى استفاده کند براى اینکه بین مردم اختلاف بیندازد یا بین مردم و مسئولین کشور و این خدمتگزارانى که همه‌ى جانشان و وجودشان در خدمت نظام اسلامى است و این رئیس‌جمهور(۵) مغتنمى که امروز ما داریم، بخواهند جدایى بیندازند، این جرم است، این خیانت است؛ این کار کوچکى نیست. شما اصناف هم بین خودتان همین‌جور؛ اصناف را نکشانید به اختلافات باندبازى و گروه‌بازى و سیاسى‌کارى؛ همه در خدمت سیاستهاى جمهورى اسلامى [باشند]. همه‌ى اصناف اهل سیاست [هم] باشند ــ و باید هم باشند ــ امّا نگذارید این دودستگى‌هاى ناشى از دسته‌بندى سیاسى در بین اصناف راه پیدا کند؛ یک جامعه‌ى متّحد متّفقِ یکپارچه‌اى باشید در خدمت هدفهاى اسلامى، در خدمت نظام اسلامى. و بخصوص شما انجمنهاى اسلامى مراقب و مواظب باشید نسبت به آن چیزى که در نکته‌ى دوّم عرض کردم. این یک تکلیف و وظیفه است. و مسئولین محترم شما چهره‌هاى موجّهى هستند. بنده برخى از این آقایان را سالهاى متمادى است در میدانهاى جنگ، در زندانها، در زیر شکنجه و فشارها شناختم و همه‌ى ما تجربه کردیم و مورد توجّه و قبول امام بودند. بایستى این چهره‌هاى موجّه، مردم را راهنمایى کنند و انجمنهاى اسلامى این نظارت را براى خودشان در زمینه‌ى کار اصناف در هر جاى کشور قائل باشند و در خدمت نظام باشید براى جلوگیرى از تخلّفات درون اصناف. خداوند ان‌شاءالله‌ به شما توفیق بدهد؛ به همه‌ى ما توفیق بدهد و همه‌ى ما را هدایت کند که بتوانیم راه خدا را درست بشناسیم و آن راه را بپیماییم و وجود مقدّس ولىّ‌عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) را از ما راضى بفرماید و ما را مشمول دعوات آن بزرگوار قرار بدهد و روح مقدّس امام را از ما شاد کند. والسّلام علیکم و رحمة‌الله و‌ برکاته (۱ در ابتدای این دیدار، آقای سعید امانی‌همدانی (دبیرکلّ جامعه‌ی انجمنهای اسلامی اصناف و بازار تهران) مطالبی بیان کرد.