بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوّه‌‌ى قضائیّه و جمعی از قضات سراسر کشور به مناسبت روز قوّه‌‌ى قضائیّه

1370/04/05 لینک کوتاه

متن کامل بیانات

آقایان محترم! خیلى خوش آمدید. و بنده خوشوقتم از اینکه این توفیق را پیدا کردم که با مجموعه‌اى از قضات محترم کشور و مسئولین محترم دستگاه قضائى این ملاقات دسته‌جمعى را داشته باشم. همیشه جامعه‌ى قضات در یک کشور، جزو مجموعه‌هاى وزین و عالی‌قدر و برخوردار از وزانتهاى علمى و اخلاقى و تقوایى هستند؛ شاید در اغلب جوامع یا همه‌ى جوامع عالم، دستگاه قضا و عناصر دستگاه قضا این خصوصیّت را دارند؛ در کشور ما هم که قضا یک مرتبه‌ى الهى است و شغل پیغمبران است ــ که به افراد صالح و شایسته در میان جامعه میرسد ــ طبعاً این خصوصیّت بیشتر وجود دارد. امیدواریم که خداوند به شما آقایان محترم و به مسئولین محترم این قوّه‌ى حسّاس و مهم، بیش از پیش توفیق بدهد و شما را کمک کند تا این بار سنگینى را که بر دوش دارید، ان‌شاءالله‌ بردارید. من فقط یک جمله‌ى مختصرى عرض میکنم؛ چون حقایق عمومى و سیاستهاى اسلامىِ امر قضا که ما قاعدتاً از آنها باید بیشتر بحث کنیم، براى اذهان شریف آقایان نقطه‌ى پنهانى ندارد و فقط از باب تذکّر ممکن است مطالبى عرض بشود. قضا در یک کشور، معیار سلامت آن کشور است. اگر دستگاه قضائى سالم بود، میتوان نتیجه گرفت که وضع عمومى کشور از جهت برخوردارى از عدالت و دورى از تبعیض و ستم و اجحاف(۲) و تجاوز و این غصّه‌هاى بزرگ بشرى سالم است. یعنی اگر فرض کنیم کسى از یک کشورى هیچ خبر نداشته باشد، و برود در دستگاه قضائى آن کشور یک تفحّصى بکند، ببیند قضاتى عادل و قاطع، سیستم و سازمانى منسجم و کارآمد، و قوانینى حساب‌شده و عادلانه وجود دارد، و ببیند که اینها خوب دارند کار میکنند، قاعدتاً باید نتیجه بگیرد که وضع این کشور خوب است. لذا در این فیلم‌هاى تبلیغاتى که بعضى از این کشورها میسازند ــ نه اینکه حالا به اسم تبلیغات باشد، باطن آن تبلیغاتى است ــ سعى میکنند دستگاه قضای خودشان را مستقل، کارآمد و قاطع نشان بدهند. خب، ما خبر داریم از خیلى از دستگاه‌هاى قضای کشورهاى مادّى دنیا؛ آن‌جور که نشان میدهند نیست. اگرچه یک نقاط قوّتى دارد در برخى از جاها، لکن آن‌جور که معرّفى میشود و سعى میشود [نشان داده بشود] نیست. نشان میدهند که قاضى هوشیار است، قاضى دلسوز است، قاضى خستگى‌ناپذیر است، قاضى تأثیرناپذیر است؛ اینها را میخواهند در این فیلم‌ها و در این داستان‌سرایى‌ها نشان بدهند، معرّفى کنند. این از آن جهت است که اگر معلوم شد که دستگاه قضا سالم است، نتایج بسیارى در زمینه‌ى مسائل عمومى کشور میشود از آن گرفت. بنابراین دستگاه قضا باید کوشش کند که هرچه در وسع و توان بنى‌آدم هست ــ با کسرى‌ها و کمبودهایى که بالاخره در کار انسانها هست ــ به سمت کمالِ دستگاه و سیستم قضا و تشکیلات قضائى پیش برود؛ و این [حاصل] نمیشود مگر با رعایت کامل ضوابط و موازین اسلامى در امر تأمین عدالت؛ که یکى از عمده‌ترینِ آنها عبارت است از عدم تبعیض در شمولِ قانون کشور و قوانین قضائى؛ هیچ تبعیضى نباشد. این شاید یکى از آن اساسى‌ترین کارها در دستگاه قضا است. البتّه خود علل مخفّفه و مشدّده جزو معیارهاى قضائى است؛ آنها را منکر نیستیم ــ در یک مورد یک جرمى وجود دارد همراه با علل مشدّد یا همراه با علل مخفّف، آنها کار خودشان را بکنند، اشکالى ندارد ــ حساب‌شده است، امّا ماعداى(۳) آن، هیچ چیز دیگرى که بین شمول قوانین نسبت به افراد مختلف تفکیکى ایجاد کند، وجود نداشته باشد. اگر ما همین یک قلم را مورد توجّه قرار بدهیم، دستگاه قضائى به‌ میزان زیادى به پیش خواهد رفت. بارها صحبت میشود از تحوّل در دستگاه قضائى و پیشرفت به سمت یک دستگاه قضائى سالم و کامل ــ که خب واقعاً هم من شاهدم از نزدیک و میبینم تلاشهاى زیادى هم انجام میگیرد و رئیس محترم قوّه‌ى قضائیّه و مسئولین محترم واقعاً دارند دلسوزانه تلاش میکنند؛ این را انسان کاملاً حس میکند ــ من میخواهم عرض بکنم اصلاح‌سازىِ دستگاه قضائى در درجه‌ى اوّل به همین چیزها است که ما کارى بکنیم که شمولِ قوانینى که قضاوت بر اساس آنها انجام میگیرد، نسبت به همه‌ى افراد، یکسان باشد؛ تبعیضى وجود نداشته باشد. من در حالات امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) مطالعه میکردم، دیدم این عدلى که ما از آن بزرگوار شنیده‌ایم ــ اگرچه گمان نمیکنم حتّى ما شیعه‌ها و جوامع شیعى درست لمس کرده باشیم و درک کرده باشیم که این عدالت چه بوده ــ آن‌قدر این عدالت عظیم بوده که دنیا را پر کرده. آوازه‌ى عدل امیرالمؤمنین همه‌جا گسترده است. این عدل به ‌میزان زیادى مربوط [است] به همین عدم رعایت جاذبه‌ها و ارتباط‌ها، عدم رعایت خویشاوندى، حتّى عدم رعایت خدمات گذشته‌ى یک انسان، آن وقتى که پاى محاسبه‌ى قضائى میرسد. نجاشى، مدّاحِ امیرالمؤمنین و کسى که با دشمنان امیرالمؤمنین در همان جنگها مقابله کرده بود، در یک جریانى مبتلا شد به یک امرى که مستوجب حد بود. امیرالمؤمنین فرمود باید حدّ الهى بر او جارى بشود. گفت که یا امیرالمؤمنین! من آن کسى هستم که آن‌همه شعر گفتم براى شما. خب حالا ما باشیم چه کار میکنیم؟ واقعاً تصحیح کنیم تفکّرات امروزمان را با آنچه امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) انجام میداده. واقعاً ما باشیم اینجا چه فکر میکنیم؟ آنچه در ذهنم هست، فرمودند که من حدّ خدا را به خاطر این چیزها نمیتوانم تعطیل کنم. روز ماه رمضان شرب خمر کرده بود، حدّ شرب خمر را جارى کردند، بیست تازیانه هم به عنوان تعزیرِ بر هم زدنِ حرمت ماه رمضان به او زدند ــ صد تازیانه ــ که این بیست‌ تازیانه‌ی آخرى بیشتر او را پوک کرده بود، که این دیگر چرا؟ همین قضیّه هم موجب شد که کوفه را ترک کرد و به شام پیوست و رفت در دستگاه معاویه؛ شاید از آن طرف احتمالاً علیه امیرالمؤمنین هم شعر گفت.(۴) [یا] طبق آنچه در نهج‌البلاغه است،(۵) عبدالله‌بن‌عبّاس که حوارىّ امیرالمؤمنین بود ــ به تعبیرى نفر دوّم در دستگاه خلافت امیرالمؤمنین، عبدالله‌عبّاس بود؛ از لحاظ شخصیّت، از لحاظ سوابق، از لحاظ خدمت به امیرالمؤمنین، معلوم است نسبت به امیرالمؤمنین چه حالتى داشته ــ سرِ قضیّه‌ى پولهاى بصره که گزارشى به حضرت داده شده بود، نامه‌اى نوشتند به او؛ او گِله کرد؛ حضرت گله‌ى او را با جواب تندى پاسخ دادند که چرا گله میکنى؛ من دارم از تو حساب‌کشى میکنم.(۶) و موجب این شد که عبدالله‌بن‌عبّاس از همان بصره دیگر کوفه هم نیامد و رفت مدینه. البتّه به دشمنان امیرالمؤمنین نپیوست ــ معلوم بود که نمیپیوندد ــ امّا از جبهه‌ى على (علیه ‌السّلام) خارج شد. و از این قبیل الىٰ ماشاءالله‌ در زندگى امیرالمؤمنین [هست، وقتى] انسان ریز میشود. ما بیاییم اینها را یک قدرى خُرد کنیم در زندگى خودمان. سیاستهاى اصلى قوّه‌ى قضائیّه اینها است. هیچ تبعیض قائل نشوید. البتّه امروز حقیقتاً دستگاه قضائى با قضای گذشته‌ى این کشور قابل مقایسه نیست. در گذشته البتّه قضات شریف و خوب زیاد بودند ــ بنده خودم مى‌شناختم و مى‌شناسم قضاتى را که پاکدامن، سالم، بى‌عیب، شجاع، تأثیرناپذیر از خیلى از مقامات آن زمان بودند در گذشته ــ این‌جور نبود که ما تصوّر کنیم که دادگسترىِ گذشته، یکسره آدمهاى ناباب بودند؛ نخیر، آنجا قضات خوبى، قضات در دل سوگندخورده‌اى وجود داشتند؛ بنده دیده بودم کسانى را که واقعاً در مقابل زور و فشار دستگاه فرعونىِ آن زمان مى‌ایستادند، امّا سیستم و تشکیلات قضا و رهبرى قضا به‌ نحوى بود که وجود این‌جور افراد مفید، در کلّ قضاوت کشور اثر نامحسوسى داشت ــ اگر اثرى داشت، آن اثر نامحسوس بود ــ شاید هم هیچ اثر نداشت؛ این‌همه ظلم میشد، این‌همه تبعیض میشد، چقدر سفارش در دستگاه قضا کارآمد بود و جرایم از بین میرفت، و مظلومین غرامت ستمگران و ظالمین را میدادند! امروز قضاوت ما و دستگاه قضاوت ما با گذشته واقعاً قابل مقایسه نیست. خب، امروز قضات ما از روى دین، از روى احساس دینى، از روى احساس ایمان قضاوت میکنند؛ این کاملاً آشکار است و اگر کسى منکر این بشود، منکر واضحات شده و انصافاً بى‌انصافى کرده ولیکن این فرهنگ رعایتها را با آنچه امیرالمؤمنین داشتند ما بایست مقایسه کنیم، ببینیم واقعاً چه جورى است. حالا ما ادّعا نمیکنیم که مثل امیرالمؤمنین بتوانیم کار کنیم و عمل کنیم. خود آن بزرگوار هم فرمود: اَلا وَ اِنَّکم لا تَقدِرون عَلىٰ ذٰلِک؛(۷) «لا تقدرون» را در خورد و خوراک گفت که مراعات آن چیزها خیلى آسان‌تر از مراعات این مسائل معنوى است؛ در این چیزها که خب معلوم است، هیچ کس نمیتواند به آن پایه برسد، هیچ کس ادّعاى آن را هم نکرده؛ لکن به آن سمت باید برویم. دستگاه قضا در این صورت مورد اعتماد و امید مردم خواهد شد. خب شما الان ملاحظه میکنید؛ مدّتها است که در اجراى احکام در مواردى یک سرعت‌عمل‌هاى بسیار زیبایى مشاهده میشود. جرمى که انجام میگیرد، بلافاصله تحقیق میشود، حکم عادلانه صادر میشود و حدود الهى اجرا میشود. شما دیده‌اید آن جاهایى که یک چنین حادثه‌اى اتّفاق افتاده، مردم چه شور و شوقى نشان دادند؛ چقدر آبروى دستگاه قضا در آن جاها بالا رفته. ما باید کارى کنیم که در کلّ زندگى مردم ــ سطح کشور را عرض نمیکنم؛ سطح کشور که خب چیز قهرى است ــ در کلّ بسیطِ حیات یک‌یک افراد این جامعه، دستگاه قضائى یک چنین حالتى داشته باشد؛ یک حالت امید. یعنى تا کسى یک مشکلى پیدا کرد، تا کسى مظلوم واقع شد، تا کسى مورد کمترین اجحافى قرار گرفت، در دل و بر زبان بگوید به دستگاه قضائى مراجعه میکنم تا ظالم سر جاى خودش بنشیند. یعنى باید یک چنین روحیه‌اى در مردم به وجود بیاید، و این با تبلیغات نمیشود. این از آن مواردى است که مطلقا تبلیغات اثر نمیکند چون با زندگى روزمرّه‌ى مردم سروکار دارد. مردم نگاه میکنند به خودشان، حقیقت را پیدا میکنند. من لازم میدانم از حضرت آقاى یزدى (دامت برکاته) ــ که واقعاً ایشان یک ذخیره‌ى الهى بودند براى دستگاه قضائى ــ تشکّر بکنم و از زحماتى که ایشان انجام میدهند تقدیر بکنم. [ایشان] برکتى هستند و نعمتى هستند. امیدواریم که ان‌شاءالله‌ ایشان و بقیّه‌ى آقایانى که در رأس دستگاه قضائى تشریف دارند یا در بخشهاى مختلف دستگاه مسئولیّتهایى دارند و یکایک قضات و کارمندان مؤثّر دستگاه قضائى مشمول برکات الهى باشید و روزبه‌روز شاهد پیشرفت در کار قضا به سمت همان الگویى که اسلام در اختیار ما گذاشته و در اعمال امیرالمؤمنین مشاهده میکنیم [باشیم] و به آن سمت ان‌شاءالله‌ حرکت بکنیم. لازم میدانم که از یاد شهید عالی‌قدر و مظلوم، شهید بهشتى، تجلیل کنم. حقیقتاً ایشان یک عنصر برجسته‌اى بودند براى بسیارى از امور انقلاب، از جمله براى قضای کشور و این اقبالى بود براى دستگاه قضا که پایه‌ریزىِ قضای اسلامى در جمهورى اسلامى به وسیله‌ى یک چنین مرد بزرگ، فاضل، عالِم، بااراده، متّقى، آگاه و باهوش طرّاحى شد. ان‌شاءالله‌ که در همان مبنا و در همان جهت، پیشرفتها روزبه‌روز چشمگیرتر باشد. والسّلام علیکم و رحمة‌الله و‌ برکاته