بیانات در مراسم اعطای درجه به جمعی از فرماندهان

1369/11/29 لینک کوتاه

متن کامل بیانات

اعطاى درجه به رئیس ستاد مشترک ارتش جمهورى اسلامى ایران(۱) و جمعی از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامى در سالروز میلاد حضرت امام حسین (علیه السّلام) و روز پاسدار (۲) بسم الله الرّحمن الرّحیم اوّلاً به برادران عزیزى که امروز درجات پُرافتخار سردارى را زیب شانه‌هاى خود و پیکرهاى زجردیده و آزمایش‌داده‌ى خود در میدانهاى جنگ کردند، صمیمانه و با همه‌ى وجود تبریک عرض میکنم. دو سه نکته‌ى کوتاه را من عرض میکنم: اوّلاً اگر ما بخواهیم با معیارهاى واقعى زحمات و مجاهدات و تلاشهاى شما را اندازه‌گیرى بکنیم، مطمئنّاً هیچ علامتى و نشانه‌اى نخواهد توانست نشان‌دهنده‌ى عُشرى از اعشار(۳) فداکارى‌هایى باشد که برادران مؤمنِ مجاهدِ دلسوزِ فداکارِ ازجان‌گذشته در میدانهاى نبرد انجام دادند. درجات، علامت است، قرارداد است؛ معناى درجه به ‌طور دقیق، ارزش‌گذارى بر فداکارى‌هاى بى‌حدّواندازه‌ى یک فداکارِ ایثارگر نیست و نمیتواند باشد. این مطلب اوّل. مطلب دوّم این است که ما با همین دید وقتى نگاه کنیم، براى شهداى عزیزمان قادر به تعیین درجه نخواهیم بود؛ که فرمود: فَوقَ کُلِّ بِرٍّ بِرٌّ حَتّىٰ یُقتَلُ الرَّجُلُ فی سَبیلِ الله؛ هر خوبى‌اى یک خوبىِ برترى دارد، تا برسد به کشته شدن در راه خدا؛ فَلَیسَ فَوقَهُ بِرّ؛(۴) بالاتر از آن، دیگر هیچ نیکى‌اى و خوبى‌اى متصوّر نیست و وجود ندارد. نهایت براى اینکه در مجموعه‌ى نیروهاى مسلّح جاى هر کسى باید معیّن باشد، ما براى شهداى عزیز هم به ‌طور معمول درجه در نظر میگیریم. کسانى که به شهادت میرسند، معمولاً یک درجه بالاتر به آنها داده میشود؛ این به معناى ارزش‌گذارى شهادت نیست؛ این هم یک نوع احترامى است به شهید. مطلب بعدى این است که شما برادرانى که امروز درجه گرفتید، خیلى عزیز هستید امّا معناى این حرف این نیست که ما در سپاه پاسداران انقلاب اسلامى اگر بخواهیم با میزان دقیق اندازه‌گیرى بکنیم، بتوانیم ادّعا کنیم که اندازه‌گیرى کرده‌ایم و آنهایى را که وزنشان و مبلغ فداکارى‌شان از همه بالاتر است، امروز درجه داده‌ایم؛ نه، این‌جور ادّعایى بنده هرگز نمیتوانم بکنم و نمیکنم. اى بسا فداکاران، اى بسا بزرگ‌مردان، اى بسا روحهاى پاک و متعالى، اى بسا لحظه‌هاى دشوارِ انجام وظیفه‌ى توصیف‌ناپذیر در راه خدا که از چشم بنده و امثال بنده و برادران مسئول در ستادهاى موظّف در نیروهاى مسلّح دور میمانند؛ این ضعف ما است، نقص ما است؛ این کم‌ارجىِ آن فداکاران عزیز نیست. ما محدودیم، ما ناقصیم، ما قاصریم، ما نمیتوانیم حقایق را، واقعیّات را به شکل دقیق مشاهده کنیم؛ این محدودیّت بشرى است؛ بالاخره یک عدّه‌اى از بهترین‌ها، از برترین‌ها، از امتحان‌داده‌ها باید در وهله‌ى اوّل مفتخر میشدند به گرفتن درجه؛ [لذا] این جمع عزیزِ امروز انتخاب شده‌اند. اجر و ارج و ارزش و مقدار تلاشى که برادران دیگرى کردند ــ که لابد در نوبتهاى بعد به آنها درجه داده خواهد شد ــ بایستى محفوظ باشد و محفوظ است پیش خدا و پیش انسانهاى بصیر. مطلب بعدى این است که «درجه» یک علامت و نشانه است؛ پشت این علامت خیلى چیزها است که این چیزها باید دقیقاً با درجه حاصل بشود. درجه به معناى یک نظم دقیق و تعیین موضع و ارتباط ویژه در میان کسانى است که در خدمتِ دفاع از انقلاب و کشور هستند؛ این نظم، این سامان منظّم باید حتماً با درجه حضور پیدا کند و وجود پیدا کند، وَالّا درجه بى‌معنى خواهد شد. منطق نظامى منطق نظم است و حیطه‌بندى نظامى اساساً با نظم انجام میگیرد و بدون نظم، نظام وجود ندارد، سازمان نظامى وجود ندارد. آن چیزى که حدّ فاصل بین یک سازمان نظامى و خارج از آن و غیر آن است، همین نظم دقیقى است که باید رعایت بشود. [البتّه] این نظم با درجه وارد نمیشود بلکه مقدّمات آن پیش از درجه مطمئنّاً بایستى تأمین بشود و شده است، منتها این درجه هم تأکیدکننده‌ى آن است. چه در ارتش، چه در سپاه، چه در نیروهاى موظّف بسیجى که در آینده درجه خواهند گرفت، همه‌ى این برادران عزیز بایستی آن نظم عالى و ناب اسلامى را ببخشند به آن کسانى که با این لباس مفتخر و سرافراز هستند و این را در مجموعه‌ى تحت فرمان خودشان اِعمال کنند و اجرا کنند؛ و این مسئولیّتى است. بنده به دوستان و برادرانى که گاهى اینجا مى‌آیند و برایشان عمامه میگذاریم، میگویم این عمامه‌اى که سر من و شما هست، وزن کمى دارد، مثلاً چند سیر عمامه است ــ البتّه عمامه‌ى امثال بنده ــ وزنى ندارد امّا خیلى بار سنگینى است؛ گردنهاى ضعیف زیر این بار سنگین مطمئنّاً میشکند؛ باید از لحاظ معنوى گردن‌کلفت بود تا بشود این بار را تحمّل کرد. حالا من به شما برادران عزیز میخواهم این را عرض بکنم: این چند مثقالى که وزن این درجه است خیلى سنگین است؛ این کار، خیلى بزرگ است. درست است که شما تا کنون بدون درجه همه ‌کار کرده‌اید، در میدانهاى نبرد رفته‌اید، جنگیده‌اید، فداکارى کرده‌اید، تا پاى جان پیش رفته‌اید ــ بعضى از شما که اینجا نشسته‌اید شاید عضو درست و حسابى و سالم در بدنتان کم هست، شاید مبالغ زیادى ترکش و بمب و این چیزهاى زیادى و غصبى! در بدن شما هست؛ اینها مسلّم و معلوم ــ امّا باید بدانید آنچه از این لحظه با این خصوصیّات بر دوش شما بار میشود، بار سنگینى است؛ و ان‌شاءالله‌ بایستى این بار را با توانایى‌اى که ناشى از ایمان است به منزل برسانید. و خوشحالیم که بحمدالله‌ شما جوانهاى پاک و مؤمن و خالص ــ چه سپاهى، چه ارتشى ــ امروز این مراتب بالاى نظامى را بر عهده دارید؛ واقعاً مایه‌ى خوشحالى است. ما کجا دیگر در دنیا در این درجات، با این نامها، با این عنوانها، این‌جور انسانهاى مؤمن، سالم، خالص، پاک، باخدا میتوانیم پیدا کنیم؟ این از برکات جمهورى اسلامى است و خدا را شکرگزاریم و امیدواریم ان‌شاءالله‌ روزبه‌روز ماها را در راه خودش موفّق‌تر بکند و پیشتر ببرد. و امروز که بحمدالله‌ عمده‌ى نیروهاى نظامى ما با این درجات مدرّج شده‌اند و سازمان‌دهى‌ها هماهنگ شده، توقّع و انتظار این است که همکارى‌ها هم بین سازمانهاى نظامى به همین ترتیب روزبه‌روز ان‌شاءالله‌ افزایش پیدا کند؛ با هم همکارى کنند، با هم همدلى کنند، همان‌طور که وصیّت امام عزیزمان دائماً بود. امیدواریم با فداکارى‌هاى شما، با قدرت شما، با دل مصمّم و عازم شما بر دفاع از ارزشهاى الهى و اسلامى روزبه‌روز جمهورى اسلامى از لحاظ نظامى ان‌شاءالله‌ قوى‌تر و موفّق‌تر بشود. والسّلام علیکم و رحمة ‌الله و برکاته (۱ سرتیپ على شهبازى