بیانات در دیدار اعضای مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه‌ علمیه‌ قم

1369/11/04 لینک کوتاه

متن کامل بیانات

بسم الله الرّحمن الرّحیم(۱) خیلى خوش‌آمدید آقایان محترم و برادران عزیز، و خیلى متشکّریم از اینکه در این مدّت تقریباً یک سالى که از دیدار قبلى(۲) ما با شما میگذرد، آن‌طور که شنیدم کارهاى خوبى به ‌عنوان مقدّمات حرکت سازمانى این مجمع و به تَبَع آن، طلّاب انجام گرفته و [گامهای خوبی] برداشته شده. آنچه اوّلاً و ابتدائاً باید عرض بکنم، این است که این‌جور کار دسته‌جمعى که واقعاً مبارک و فرخنده است براى حوزه‌ى علمیّه، باید هرگز دچار رکود و انتظار و تعلّل و سردرگمى نشود. زمان بسرعت میگذرد، عمرها طى میشود، فرصتهاى مختلف از دست میرود و فرصت جوانى را و نشاط را و فراهم بودن زمینه‌ى حوزه‌ى علمیّه را باید فضلاى محترم و طلّاب و اعاظم حوزه در جاى خود مغتنم بشمرند و حالا که زمینه به برکت انقلاب و به برکت رهبرى همه‌جانبه‌ى امام بزرگوار (رضوان الله‌ تعالى علیه) فراهم شده، آن کارى را که حوزه‌ی علمى شیعه به آن احتیاج دارد، انجام بدهند. اگر از خودمان سؤال کنیم که حوزه به چه احتیاج دارد که ما آن را انجام بدهیم، این سؤال درستى است. حوزه خیلى چیزها دارد، اینها سرمایه‌هاى حوزه هستند؛ حوزه علم غزیرى،(۳) تجربه‌ى علمى طولانی‌ای، اکابر فنّان در فنون مربوط به حوزه‌ى علمیّه به تعداد زیادی، اساتید کارکرده‌ى کارکشته‌ى در کار خود کاملاً وارد به تعداد معتنابهى، سنّت‌هاى خوب براى درس خواندن و درس گفتن و رابطه‌ى استاد و معلّم و مایَئولُ(۴) به این امور به میزان فراوانی، و بسى سرمایه‌هاى ارزشمند دیگر دارد؛ چه ندارد؟ این را باید فکر کنید. به نظر بنده اوّلین وظیفه‌ى عاجلى که پیش پاى دست‌اندرکاران حوزه است، اعم از مدرّسین محترم، شوراى مدیریّت و طلّاب و در رأسشان مجمع نمایندگان طلّاب که شما آقایان باشید، این است که این سؤال را بررسى بکنید و ببینیم حوزه چه لازم دارد که ما باید آن را فراهم بکنیم. به‌ نظر میرسد حوزه به چیزهاى متعدّدى احتیاج دارد و من الان در مقام پاسخگویى جامع و کامل به آن سؤال نیستم لکن [یک] اجمالى، یک شَبَحى را از آنچه در ذهن ممکن است بگذرد، عرض میکنم. از جمله‌ى چیزهایى که حوزه احتیاج دارد، یک نظام تعلیم و تعلّم است تا وقتها در آن هدر نرود؛ این را ما احتیاج داریم. امروز دیگر روزى نیست که ما اجازه بدهیم عمر یک جوان متدیّن و آماده‌ى براى تلاش در راه دین و مجاهدت علمى در راه دین ــ یعنى طلبه ــ [هدر برود]. طلبه این است دیگر؛ طلبه اگر متدیّن نبود، طلبه نمیشد؛ اگر آمادگى براى مجاهدت در راه دین نداشت، طلبه نمیشد؛ حتّى شاید بشود گفت اگر عاشقانه این راه را دوست نمیداشت، طلبه نمیشد. خب، روزى که اسلام توفیق پیدا کرده است که یک نظام مبتنى بر یک اندیشه، یک تفکّر و جهان‌بینى را در معرض دید بشریّت قرار بدهد، دیگر روزى نیست که ما اجازه بدهیم یک روز، یا یک ساعت از وقت این جوان با این خصوصیّات، این طلبه هدر برود؛ باید وقت او را به بهترین شکلى پُر کنیم ــ یعنى حوزه باید پُر کند ــ و حوزه باید از وقت او بهترین استفاده را ببرد و از او یک انسانى که میتواند امروز براى نظام اسلامى آبرو باشد و هدف توسعه‌ى اسلام و رواج اسلام و شناخته شدن اسلام را تأمین بکند بسازد. این، یک نظام درسى لازم دارد؛ بدون نظام درسى نمیشود. اینکه ما رها کنیم یک مجموعه‌ى عظیم بیست هزار نفرى را و ندانیم که اینها چگونه درس میخوانند، چه درسى میخوانند، با چه هدفى درس میخوانند، در چه حدّى قرار میگیرند، سزاوار نیست. امروز البتّه کارهایى انجام گرفته، امتحانهاى نوبه‌اى هست، امتحانهاى خوب هست، مدارس تخصّصى هست، رشته‌هاى تخصّصى اخیراً به ‌وجود آمده، مقرّرات و ضوابطى گذاشته شده، لکن بایستى اینها [برسد] به حدّ یک نظام درسىِ کامل یا یک نظام کارى کامل ــ فقط هم درسی نگوییم ــ شامل درس و تحقیق و پژوهش و همان پنج مأموریّت و مسئولیّتى که بنده پارسال عرض کردم حوزه‌ها دارند؛ یعنى حدّاقل پنج کار که رئوس مطالب آن اینها است: احراز مَسند افتاء و تربیت انسانهاى صالح براى افتاء، تربیت مدرّس، انجام تحقیقات براى پیشرفتهاى علمى، مسئله‌ى قضا در جامعه، و مسئله‌ى تبلیغ. این پنج کارى است که دم دست است؛ البتّه حوزه کارهاى دیگر هم دارد و خیلى کارهاى مهمّى را میتواند و باید انجام بدهد؛ این پنج قلمِ دم‌دستىِ حتمى است. یک نظامى که فراگیر باشد، یک چیز لازمى است؛ این یکى از کارهایى [است] که بایستى در حوزه انجام بگیرد. یکى از کارهایى که در حوزه لازم است و [جزو] خلأهایى که حوزه با آن روبه‌رو است، این است که ما ــ ما یعنى حوزه، مسئولین حوزه، اکابر حوزه، شخصیّت‌ها و رهبران حوزه مثل مراجع تقلید و مدرّسین بزرگ و شوراى مدیریّت و مانند اینها ــ باید کارى کنیم که در داخل حوزه‌ى علمیّه درک از مسائل جارى عالم و قدرت تحلیل و فهم این مسائل در عالى‌ترین سطح خودش در کشور وجود داشته باشد؛ یعنى ما باید کارى بکنیم که حوزه‌ى علمیّه قادر باشد به‌ وسیله‌ى یکایک اغلب افرادش ــ حالا نمیگوییم همه‌ى افراد ــ در فضاى عمومى کشور بینش درست سیاسى را و فهم مسائل جارى را در اختیار دیگران بگذارد و مردم را هدایت کند و پیش ببرد. کج فهمیدن، ساده و سطحى فهمیدن، کند و ناهوشمندانه فهمیدن، غافل ماندن از مسائل جارى عالم و مسائل جارى کشور، از جمله‌ى زیان‌بخش‌ترین چیزهایى است که ممکن است حوزه‌ى علمیّه با آن روبه‌رو بشود. اینها است که زمینه را فراهم میکند براى اینکه یک عدّه آدم بددلِ سوءنیّت‌دار و احیاناً تحریک‌شده‌ى به‌ وسیله‌ى اجانب راه بیفتند در حوزه‌ى علمیّه [و ضربه بزنند]؛ کمااینکه در این چند سال برخى از نمونه‌هاى آن را دیده‌اید که بحمدالله‌ سینه‌ى ستبر انقلاب زد و بسیارى از این نمونه‌ها را از سر راه برداشت؛ لکن نمیشود گفت این چیزها تمام شده. کج‌فهمى‌ها و نفهمى‌ها از دو طرف خطر ایجاد میکند: یکى از ناحیه‌ى هدایتهاى غلط و بددلانه و متّکى بر تفکّرات ناسالم و مشوب(۵) به اغراض، از یک طرف [هم] تحجّرها، کندفهمى‌ها، دیرفهمى‌ها، در لحظه‌ى لازم در جایگاه لازم قرار نگرفتن‌ها؛ اینها خیلى ضربه میزند و حوزه‌ى علمیّه امروز آن‌جورى نیست که بتواند راحت تحمّل کند ضربه را. تلاشیِ حوزه یا صدمه‌ی به حوزه، امروز صدمه‌ی به اسلام، آن هم در شکل درخشان عالمى‌اش است. مسئله، مسئله‌ى نظام اسلامى و دیدگاه تمام مسلمانهاى دنیا است که امروز دارند به جمهورى اسلامى نگاه میکنند. و جمهورى اسلامى است و [یک] حوزه از جهت اسلام و معارف اسلامى. اگر خداى نکرده حوزه ضربه‌اى بخورد، اِشکالى پیدا کند، از نظر فهم مسائل جارى، یک جایى کج بفهمد، یک موضعى را درست تشخیص ندهد، نیازى را در جاى خود درک نکند یا بد بفهمد، دشمن را نشناسد، دوست را نشناسد، بر اساس آن تصمیم‌گیرى‌ای بشود، ضربه‌هایى که پیش خواهد آمد، ضربه‌هاى جبران‌ناپذیرى خواهد بود. فهم سیاسى و هدایت سیاسى حوزه بایستى بسیار سطح بالا باشد. امروز طلّاب حوزه‌ى علمیّه و فضلا در سرتاسر کشور منتشر میشوند؛ این‌جور نیست که مردم از آنها فقط مسئله بخواهند و بخواهند که رساله برایشان توضیح بدهند؛ اگر چه آن را هم میخواهند، آن ‌هم نیاز مردم است و به آن احتیاج دارند امّا فقط آن را نمیخواهند؛ امروز راجع به مسائل منطقه هم از روحانى سؤال میکنند، راجع به سیاستهاى گوناگون جهانى هم از روحانى سؤال میکنند، راجع به مسائل داخلى هم از او سؤال میکنند، اگر سؤال هم نکنند، او باید متصدّى پاسخگویى بشود. روحانى امروز امام ‌جمعه است؛ یعنى حاکم فکرى و معنوى بر آن مجموعه‌اى که او امام جمعه‌ى آنها است ــ آن شهر یا آن استان ــ امام‌جمعه که فقط یک پیش‌نماز نیست. امروز روحانى، نماینده‌ی [اسلام] در دانشگاه‌ها است؛ یعنى کسى که دین را در دانشگاه‌ها باید معرّفى کند. شما ببینید در گذشته یک روحانى خوب در دانشگاه، مثل شهید بزرگوار مرحوم آیت‌الله‌ مطهّرى یا دیگر برادران و بزرگانى که آنجا بودند چقدر اثر میگذاشتند؛ روحانى در دانشگاه فقط اینها که نبودند؛ خب، معمّمینى بودند که استاد بودند [امّا] آنها مردم را به دین نزدیک نمیکردند؛ بعضى‌شان از دین دور هم میکردند؛ بعضى از اساتید معمّم بى‌ملاحظه‌ى مراعات‌نکنى که سرِ کلاس و بین دانشجوها هر چه به دهانشان مى‌آمد بدون توجّه به تأثیرش میگفتند؛ بعضى از اساتید معمّم از دین دور هم میکردند. آن که جوانها را به دین نزدیک میکرد، عاشق دین میکرد، با معارف اسلامى عمیقاً آشنا میکرد، از آن قبیل روحانیّون بودند. اگر ما بتوانیم به تعداد زیادى روحانى با معرفتِ دینىِ وسیع و آگاهى سیاسى و هوشمندى سیاسى بفرستیم داخل دانشگاه‌ها، شما ببینید چقدر برکات از این بر خواهد خاست. خب، این از حوزه متوقّع است؛ و این بدون آن رشد فکرى و سیاسى و معنوى امکان ندارد؛ جاى این خالى است. از جمله‌ى چیزهایى که جاى آن خالى است در دنباله‌ى همان نظام درسى، مسئله‌ى کتابهاى درسى است؛ [مسئله‌ی دیگر] حفظ روحیه‌ى شور و نشاط در بین طلّاب است، آن [هم] به‌ صورت سالم. اینها چیزهایى است که در حوزه بایستى انجام بگیرد. مجمع محترم نمایندگان باید بنشینند این چیزها را بررسى کنند؛ همینهایى که رئوس و اصولش را در همین اساسنامه که من نگاه کردم، به ‌صورت اهداف و وظایف مجمع هم آورده‌اید. اینها تلاش میخواهد، اینها حرکت میخواهد. بنده به حضور نمایندگان طلّاب در سطوح تصمیم‌گیرى حوزه معتقدم و معتقدم که اشتراک نمایندگان طلّاب در سطوح تصمیم‌گیرى کمک خواهد کرد به بسیارى از چیزهاى خوبى که شما میخواهید اتّفاق بیفتد در حوزه؛ آن حرکت و شور و نشاط جوانى را در طلّاب احیا میکند و زنده میکند و این چیزى است که ما به آن احتیاج داریم. طلبه باید روحیه‌ى جوانى را حفظ بکند با همه‌ى خصوصیّات جوانى؛ البتّه جوانىِ طلبه، جوانىِ نجیبى است. طلبه جوان است؛ نوآورى جوان، گستاخى جوان، ابتکار جوان، بسیارى از قیود را نپذیرفتن که در روحیه‌ى جوان هست، در طلبه [هم] هست و همه‌ی اینها مثبت است امّا قید دین، قید پابندى به ضوابط که در طلبه هست، تکمیل میکند آن روحیّات قبلى را؛ آنها اگر تنها باشد، به گستاخى‌هاى بىجا و بعضى از حوادثى که در دانشگاه‌ها و در غیر دانشگاه‌ها انسان مشاهده کرده در طول زمانها و حتّى گاهى اوقات به انحرافها منتهى خواهد شد؛ امّا وقتى با تدیّن همراه شد، وقتى با احترام به بزرگ‌تر همراه شد ــ که این در حوزه‌ى علمیّه یک سنّت است؛ سنّت احترام به بزرگ‌تر، احترام به استاد، احترام به پیش‌کسوت: آن که از ما جلوتر است، آن که زودتر از ما درس را شروع کرده، آن که زودتر از ما دوره‌هاى تحصیلى را یکى پس از دیگرى گذرانده؛ یک احترامى طلبه به پیش‌کسوت خودش قائل است ــ وقتى اینها با هم توأم شد، یک جوانىِ نجیبى، یک جوانىِ توأم با صلاحى را در حوزه به ‌وجود مى‌آورد. این جوانى تبدیل به پیرى نباید بشود. جوان ما ظاهراً جوان، سنّاً جوان، [امّا] روحیّتاً پیر، بى‌نشاط، بى‌حوصله، بى‌ابتکار، ناامید؛ این بسیار چیز بدى است. طلبه باید منشأ امید و شور و نشاط و تحرّک باشد؛ اگر این‌جور شد، آن ‌وقت طلبه در صفوف مقدّم مسائل انقلاب هم شرکت میکند و این شرط، شرط اصلى صلاح حوزه است. اگر کار حوزه به آنجا برسد که طلبه نسبت به مسائل انقلاب احساس بى‌تفاوتى کند، این خطر بزرگى است و نباید بگذارید. این یکى از مهم‌ترین وظایف هر مجموعه‌ى مسئولى در حوزه‌ى علمیّه‌ى قم و بقیّه‌ى حوزه‌هاى علمیّه است. طلبه‌ها باید در صفوف مقدّم باشند؛ اگر جنگ پیش مى‌آید، طلبه باید در صفوف مقدّم جنگ باشد؛ و این را ارزش قرار بدهید؛ این حقیقتاً یک ارزش است. آن کسى که در حوزه‌ى علمیّه مشغول درس خواندن است، به مجرّد اینکه اذان حرب، اذان جهاد بلند شد، مى‌شتابد به سَمت جهاد فى‌سبیل‌الله‌؛ این اصلاً قیمت ندارد. بهترین عناصر طلبه آن کسى است که همین روحیه را در خود داشته باشد و بپروراند که مشمول آن حدیث «مَن لَم یَغزُ وَ لَم یُحَدِّث نَفسَهُ بِالغَزو»(۶) نشود. اگر هم عملاً وارد میدان جنگ نمیشود، دلش براى میدان جنگ بجوشد؛ حالا یک مانعى پیش آمده و نمیتواند برود امّا دلش آنجا باشد؛ [یعنى] «حَدَّثَ نَفسَهُ بِغَزو» باشد؛ این ارزش بسیار والایى است؛ این روحیه باید زنده بماند. در حوادث گوناگونِ انقلاب، طلّاب حاضر و آماده [باشند]؛ مسئله‌ى آمریکا پیش مى‌آید، اظهار نفرت از دشمنان و مستکبرین پیش مى‌آید، مسائل خلیج‌ فارس پیش مى‌آید،(۷) مسائل گوناگون دیگرى پیش مى‌آید، طلبه اوّل کسى باشد که احساس کند مسئولیّتى دارد و آن مسئولیّت را استفسار(۸) کند و ببیند چیست، و هنگامى که مشخّص شد، در جاى مسئولیّت خودش باشد. و اینها با طلبگى میسازد؛ تصوّر نشود که خب، اگر این‌جور بخواهند [عمل] بکنند، پس کى درس میخوانند. درس را همیشه میخوانند؛ جنگ که همیشه نیست، راه‌پیمایى که همیشه نیست، حضور در صحنه‌هاى ضرورى که هر ساعت نیست. درس هم باید بخوانند؛ بى ‌درس و بى ‌تحقیق و بى ‌مباحثه طلبه معناى خودش را از دست میدهد. در دوران مبارزات یک عدّه‌اى از طلبه‌ها غرق در عالم مبارزه بودند؛ آن هم مبارزات آن زمانها که یک ‌جور دیگرى بود و یک آمیختگى‌هایى و یک پیچیدگى‌هایى داشت. یک جریان، جریان روشنفکرى بود؛ یک جریان، جریان مبارزه بود؛ اینها با هم التقاء میکردند در مواردى و البتّه التقائشان در آن موارد خوب هم بود. گاهى طلبه‌هاى مبارز یک حالت روشنفکرى پیدا میکردند. بنده در مشهد که بودم، با طلبه‌ها اُنس داشتم؛ طلبه‌هاى قم و جوانهاى قم هم مکرّر پیش ما مى‌آمدند، میرفتند، مسئله مطرح میکردند ــ از این مسائل این‌جورى ــ من میدیدم اینها نسبت به درس بى‌رغبتند؛ مکرّر به این طلبه‌ها میگفتم که برادرها! این درس رسائل و مکاسب را باید بخوانید، این کفایه را باید یاد بگیرید؛ اینکه خیال بکنید که ما دیگر مبارزیم، پس دیگر این حرفها چیست، «معناى حرفى» به چه درد میخورد، «اجتماع امر و نهى» و «مقدّمه‌ى واجب» را ول کن، نخیر، این‌جورى نمیشود؛ باید اینها را یاد بگیرید، این فنّ ما است؛ مکرّر میگفتم، الان هم همین را میگویم که بى‌مایه فطیر است. طلبه‌اى که غور(۹) و خوض(۱۰) در درس و علم نداشته باشد، طلبه نیست؛ موضوع منتفى است. بحث سر طلبه است؛ طلبه، یعنى آن ‌که درس میخواند، باید درس بخواند. البتّه بعضى از آن حرفهایى که ماها عادت کردیم بخوانیم، یا زیادى است یا خالى از اولویّت است؛ جایش را باید چیزهاى اولىٰ یا چیزهاى لازم پُر کند. معنای مثالهایى که حالا ما زدیم ــ معناى حرفى و مشتق و ضد و فلان ــ این نیست که حتماً همه‌ی مباحث این فصول، واجب و لازم است؛ نه، ممکن است اینها هم جزو همان چیزهایى باشد که بعضى‌اش زیادى باشد. على‌اىّ‌حال، منظور [اینکه] درسهاى رسمى حوزه را باید حتماً خواند و یاد گرفت. این اجتهاد است؛ اجتهاد یک مِتُد است، یک شکل است، یک طریقه است، رفتارى است در فهمیدن، کیفیّتى است در مشى به سمت حقیقت؛ آن کیفیّت را باید بلد بود. راه را اگر کسى بلد نباشد، خب معلوم است که به حقیقت نمیرسد. آن راه آموخته نمیشود، بلدشده نمیشود مگر با خواندن همین درسها؛ اینها را باید خواند تا آن راه را یاد گرفت. آن مِتُد را باید فراگرفت و بدون آن مِتُد نمیشود. بنابراین با درس خواندن باید در صحنه‌ى رزم سیاسى و اجتماعى و نظامى شرکت کرد؛ با درس خواندن باید در صحنه‌ى تبلیغ و آگاهى‌بخشى به مردم وارد شد. و این را هم تأکیداً عرض بکنم که حضور نمایندگان طلّاب در صحنه‌هاى تصمیم‌گیرى حوزه‌ى علمیّه لازم است؛ تا آن حضور در صحنه‌ى تصمیم‌گیرى منتهى بشود به استفاده از بازوهاى فعّال این نیروها در صحنه‌ى عمل. اگر در صحنه‌ى تصمیم‌گیرى نباشند، در صحنه‌ى عمل نمیشود از آنها استفاده کرد. باید به جوانها میدان داده بشود؛ از فکر تازه استقبال کنید، نه به معناى پذیرش، بلکه به معناى بررسى و گزینش، تا کسانى که داراى ابتکارند، قدمهاى خوب را بردارند؛ اى بسا استعدادهاى برجسته‌اى وجود داشته باشد، اینها گم نشوند، دفن نشوند؛ اى بسا نظرات عالى‌اى در چگونگى درس خواندن و کتاب درسى و روال بحثهاى اصولى و فقهى و غیر اینها وجود داشته باشد، اینها مظلوم واقع نشوند؛ که اگر این‌جور شد، هم حوزه عقب خواهد ماند، هم ممکن است دشمنانى که با اصل کیان و بنا و استقرار حوزه مخالفند، از آنها سوء استفاده بکنند. بنابراین به نظر بنده کار زیادى پیش روى شما برادران هست. حالا مصداقاً اگر بخواهیم وارد بشویم، یکى از این مسائل مهمّ تاریخ انقلاب ما، همین روزها دارد اتّفاق می‌افتد و آن مسائل خلیج‌ فارس است. و من معتقدم که همه‌ى ملّت ما و بخصوص حوزه‌هاى علمیّه باید یک تصویر روشن و درستى از این حوادث داشته باشند؛ بفهمیم که چه دارد میگذرد. به نظر بنده آنچه امروز دارد اتّفاق مى‌افتد، از جهات مختلف قابل توجّه است براى ملّت ایران و براى دیگرانى که به مسائل جهان اسلام ذى‌علاقه هستند. اوّلین مسئله‌ى اساسى که امروز در پیش روى مردم قرار دارد، عبارت است از روح تجاوزگرى و خوى تجاوزگرى بى‌پایان ابرقدرت‌ها و قدرتهاى بزرگ جهانى و در رأسشان آمریکا. شاید هیچ وقت این‌جور براى توده‌هاى مردم دنیا این حقایق آشکار نشده که امروز دارد آشکار میشود. اینها بلند شدند از آن طرف دنیا آمدند اینجا تا در یک مسئله‌اى که مربوط به منطقه است و محقّقاً میتواند در خلال روابط منطقه‌اى حل بشود، دخالت کنند. نفْس دخالت، دخالت غلطى است و این دخالت را به اشدّ مایُمکِن(۱۱) از قساوت و بى‌رحمى دارند انجام میدهند. شما ببینید با عراق اینها چه دارند میکنند. مسئله، مسئله‌ى حکومت عراق نیست، مسئله‌ى رژیم عراق نیست، مسئله‌ى سردمدارانى که خودشان بشدّت مورد اعتراض و سؤال هستند ــ که حالا عرض خواهیم کرد، آنها خودشان هم در جرایم شریکند ــ نیست؛ مسئله‌ى ملّت عراق و کشور عراق است. چرا یک کشور را این‌جور دارید ویران میکنید؟ چرا یک قدرتى به صِرف اینکه میتواند شلّیک بکند، به خودش اجازه میدهد که شلّیک بکند به هر هدفى که دلش میخواهد؟ آخر به چه مناسبتى؟ مردم بصره و حلّه و عماره و بغداد و اعتاب عالیه و آن‌طور که نقل میشود بقیّه‌ى شهرهاى عراق مگر چه گناهى کرده‌اند که باید جانشان را از دست بدهند، پالایشگاهشان را از دست بدهند، کارخانه‌شان را از دست بدهند، فرودگاهشان را از دست بدهند؟ بعد از این، چند سال ملّت عراق کار بکند تا بتواند آنچه را شما از او گرفتید، براى خودش دوباره تأمین بکند؟ آخر این چه جنایتى است که دارد انجام میگیرد و از این بزرگ‌تر جنایتى متصوّر نیست؟ خب، شما [اگر] جنگ دارید، در میدان جنگ که نیروها آنجا هستند، با نظامى‌ها بجنگید. چرا شما از اوّل اعلام میکنید که ما ده روز میخواهیم جنگ هوایى بکنیم؟ جنگ هوایى یعنى چه؟ جنگ هوایى یعنى [ریختن] بمب بر سر شهرها. به‌ نظر من از این جنایت که امروز آمریکا دارد انجام میدهد با کمک متّحدین خودش، از فرانسه و انگلیس و دیگران و دیگران، عریان‌تر وجود ندارد در دنیا و تا آنجا که ما یادمان مى‌آید وجود نداشته است! و واى بر بشریّتى که همین جنایت‌کارها، پرچم‌داران حقوق بشر هم هستند! ببینید، عجب فرهنگ غلطى را این تمدّن منحوس غربى بر دنیا دارد عرضه میکند! واقعاً اینها کجا هستند! [اگر] هزاران تُن بمب بر سر شهرها و مردم بى‌پناه و بچّه‌ها و مریضها و پیرمردها و بى‌گناه‌ها و غیر نظامی‌ها بریزند، مانعى ندارد، بعد یکى از این طیّاره‌هایى که رفته این همه جنایت کرده، ساقط بشود، خلبان آن را بگیرند و بیاورند در تلویزیون نشان بدهند، این میشود یک جنایتى که همه‌ى دنیا روى آن سروصدا میکنند، اظهار تأسّف میکنند که بر خلاف کنوانسیون ژنو است، بر خلاف فلان است! این چه فرهنگى است؟ این چه فرمول غلطى است در فهم حقایق بشرى؟ چرا شما کشتن انسانها را جنایت نمیدانید؛ آوردن یکى از این کشندگان را در تلویزیون جنایت به حساب مى‌آورید؟ همه اعتراض میکنند، همه جنجال میکنند. من نمیفهمم این چه فرهنگى است، این چه نکبتى بود از قِبَل این غربى‌ها براى دنیا؛ این فرهنگ را میخواهند صادر کنند؛ این کیفیّت درک از مصالح و مفاسد بشرى و اخلاق اجتماعى را میخواهند به همه‌ى دنیا صادر کنند و همه باید این فرهنگ غربى را قبول کنند! این یک مسئله است. امروز یکى از بزرگ‌ترین جنایتها دارد انجام میگیرد؛ عراق مرکز یکى از تمدّنهاى قدیمى است، مرکز تمدّن عظیم اسلامى است؛ مدرسه هست، مسجد هست، جایگاه‌هاى مقدّس هست، بعد هم ملّت عراق زحمت کشیدند در طول سالیان متمادى، خانه، مدرسه، خیابان، فرودگاه، کارخانه، پالایشگاه درست کردند، یک دست جنایت‌کارى مى‌آید به‌ عنوان جنگ با رژیم عراق در حالى‌ که نیروهاى آن رژیم هم، همان جا جلوى مرز جلویش ایستاده‌اند، مال مردم را ویران میکند، این همه نفوس طیّبه را، بى‌گناه را میکُشند؛ انسانهاى غیر نظامى را میکُشند؛ واقعاً مسئله‌ى بسیار دردناکى است! به چه حقّى شما حمله میکنید به عراق؟ به چه حقّى مردم عراق را مورد تهاجم قرار میدهید؟ نکته‌ى دوّمى که بلافاصله بعد از این مطرح میشود، این است که این ابرقدرت‌ها، همان‌طور که بارها گفته‌ایم، ابرقدرتى‌شان به تشر زدن و توپ و تشر آمدن است. این همه قدرت افسانه‌اى براى خودشان در ذهنها تصویر کرده بودند؛ ملّتهاى دنیا خیال میکردند که اینها یک اشاره بکنند به هر کشورى، نابود خواهد شد؛ بسم‌الله‌، شش ماه نیرو جمع کردند، اظهاراتشان این بود که در ظرف روزهاى کوتاهى طرف مقابلشان را از بین میبرند؛ تا حالا تا آنجایى که خبرها در دنیا منعکس میشود و ما هم مثل دیگران میفهمیم، آن طرفى که حمله کرده، خوشبخت‌تر و روسفیدتر نیست از آن طرفى که به او حمله شده؛ همان ‌قدر یا بیشتر خسارت داده؛ از نظامى‌هایش هم همان قدر یا بیشتر کشته شده‌اند؛ البتّه چرا، او غیر نظامى زیادى را از مردم عراق کشته که این جنایت است؛ هر یکى‌اش یک قتل است. و آقاى بوش(۱۲) یک قاتل و یک جنایت‌کار است به‌ خاطر قتل مردم عراق، به‌ وسیله‌ى بمبارانهاى شهرها و غیره؛ امّا از نظامى‌ها نخیر، به ‌قدر همدیگر کشته‌اند. این قدرت افسانه‌اى که ابرقدرت‌ها براى خودشان درست کرده بودند، معلوم شد افسانه است. البتّه ما میدانستیم؛ این حقیقت جارى بر زبان امام بزرگوارمان (رضوان الله‌ تعالى علیه) که آمریکا هیچ غلطى نمیتواند بکند،(۱۳) یک ‌بار دیگر آشکار شد. این‌ هم یک نکته است که مورد توجّه مردم دنیا قرار گرفت و باید حقیقتاً این نکته را فهمید و بر روى آن درست تکیه کرد: قدرتهاى درجه‌ی یک عالم جمع شدند با همدیگر [امّا] نمیتوانند کارى را که خیال میکردند میتوانند انجام بدهند، انجام دهند. و یک نکته‌ى عبرت‌آمیزى اینجا وجود دارد و آن، این است که آن تجهیزاتى که امروز در مقابل این نیروهاى مهاجم به‌ وجود آمده است، مولود سوء نیّت و خباثت خود اینها است؛ خود آنها هستند که این پایگاه‌ها را درست کردند، این سکّوهاى موشکى را درست کردند، این موشکها را دادند، این هواپیماها را دادند، این ضدّهوایى‌ها را دادند، این تجهیزات مدرن و پیشرفته را دادند به رژیم عراق، تا با آنها اسلام را بکوبد: فَسَیُن‌فِقونَها ثُمَّ تَکونُ عَلَیهِم حَسرَةً ثُمَّ یُغلَبون؛(۱۴) [الان] همین‌جور شده؛ پول دادند، سلاح دادند، وسیله‌ى تبلیغات دادند، امکانات دادند، تکنیک‌هاى نظامى ــ شرقى و غربى ــ در اختیار گذاشتند و حالا همان چیزهایى که داده بودند تا با آنها اسلام نابود بشود، در مقابل خودشان قرار داده میشود، علیه خودشان به ‌کار میرود. بحمدالله‌ نتوانستند اسلام را و انقلاب اسلامى را با آنها نابود بکنند. این هم آن نکته‌ى حقیقتاً عبرت‌انگیزى است که بایستى فهمید و خدا را شناخت. یک نکته‌ى مهم هم خطاب به سران رژیم عراق است؛ شماها دارید چه کار میکنید؟ این آقایانى که امروز عراق را کشاندند زیر پاى مهاجمین متجاوز، در مقابل ملّت عراق چه حرف گفتنى‌ای دارند؟ به چه حقّى مردم عراق را این‌جور کشیدید در یک جنگ ناخواسته براى اشباع جاه‌طلبى‌هاى خودتان؟ رئیس یک کشور و مسئولین در یک کشور مگر حق دارند تمام منابع حیاتى و انسانى این کشور را براى ارضاء جاه‌طلبى‌هاى خودشان در معرض تلف و فنا و فساد قرار بدهند؟ مگر میتوانند چنین کارى بکنند؟ مگر شما قیّم مردم عراق هستید که رفتید کویت را تصرّف کردید و این‌جور این کشور را و این ملّت مظلوم را دم چک این دشمنهاى خبیث قرار دادید؟ این [کار] هیچ قابل دفاع نیست؛ هیچ ‌کس نمیتواند از آن دفاع کند؛ هر کس هم دفاع کند، خودش را فریب میدهد؛ هر کس هم توجیه کند موضع آنها را، خودش را فریب میدهد. شما چه دفاع وجدانى‌اى دارید از خودتان؟ آخر، کسى که در میدان جنگ شرکت میکند باید براى یک هدفى باشد، براى یک چیز مقدّسى باشد، براى یک آرزوى قابل عرضه‌اى باشد؛ شماها پیش خودتان چه میگویید وقتى ‌که در میدان جنگ شرکت میکنید؟ میگویید ما براى ارضاء جاه‌طلبى‌مان، خودمان و ملّتمان را در این کوره‌ى گداخته انداختیم؟ وجدان شما ارضاء میشود؟ یک وقت یک کشورى هست مثل جمهورى اسلامى، خب ما نشسته بودیم در خانه‌ى خودمان و به ما حمله کردند و ما هشت سال دفاع کردیم؛ خب این دفاع، مقدّس است؛ این دفاع از حیثیّت، از ناموس، از دین، از مرز، از مردم، از انقلاب، از حکومت، از نظام اسلامى، از قرآن [است]؛ این دفاع این‌جور دفاعى بود؛ امّا شما که کار خودتان را با یک تجاوز شروع کردید، [حالا] منافعتان با منافع آمریکا اصطکاک پیدا کرده و دو نفرى به جان هم افتاده‌اید، ملّت عراق در این بین دارند متضرّر میشوند و منطقه متضرّر میشود؛ فقط هم ملّت عراق نیستند؛ اسرائیل خبیث ــ که حالا چند موشکى به آن خورد تا یک ‌قدرى طعم موشک را بچشند، آنها هم بفهمند که [حال] این فلسطینى‌هاى مظلوم را که این‌جور زیر فشار قرار میدهند چه جورى است ــ سوء استفاده میکند تا اهداف توسعه‌طلبانه‌ى خود را بیشتر تعقیب بکند و مدام سیل مهاجرت را در این گیر و دار دعوا و جنگ در خلیج ‌فارس به‌ طرف سرزمین‌هاى اشغالى فلسطین بکشاند؛ آنها استفاده میکنند. آنچه رژیم عراق انجام داده، قطعاً به سود دشمنان اسلام است، به سود اسرائیل است، علیه ملّت عراق است، علیه ملّتهاى مسلمان منطقه است. سر جاه‌طلبى، دو نفر با هم دعوا میکنند، یک عدّه بى‌گناه پایمال خواهند شد! چطور کسى میتواند بگوید من پرچم دفاع از شماها را در دست دارم؟ مگر میشود چنین چیزى؟ این حرف دروغ است. و امّا موضع جمهورى اسلامى؛ این موضعى که مسئولین جمهورى اسلامى اعلام کردند،(۱۵) موضع صددرصد اسلامى و انقلابى است؛ نفى تجاوزطلبى و تقبیح حوادثى که بر [اثر] این تجاوزطلبى علیه مردم اتّفاق افتاده. بعضى سعى میکنند که کلمه‌ى «بى‌طرفى» را به معناى غلطى معنا کنند؛ نه، ما در جنگ بین شرق و غرب از اوّل انقلاب بى‌طرف نبودیم؛ ما علیه شرق و غرب از اوّل انقلاب تا حالا جنگیده‌ایم؛ مگر این‌جور نیست؟ شرق و غرب هم علیه ما متّحد شدند، جنگیدند. آن روزى که هنوز شرق و غرب با هم آشتى نکرده بودند و در دنیا شرق و غربى وجود داشت، شعار انقلاب ما «نه شرقى و نه غربى» بود؛ نفى هر دو؛ مخالفت با هر دو؛ معناى این، بى‌طرفى نیست؛ ما هرگز به نفع چپ با راست اتّحاد پیدا نمیکردیم، به نفع راست هم با چپ اتّحاد پیدا نمیکردیم. [الان] دو اردوگاهند، دو جناحند که به ‌خاطر اهداف غلط و غیر الهى و نامقدّس از نظر ما و از نظر همه‌ى انسانهاى واقع‌بین، دارند با هم میجنگند. جمهورى اسلامى هر دو جناح را رد میکند، چون انگیزه‌ها مادّى است در هر دو طرف و به همین دلیل هم با هم تعارض پیدا کردند؛ به دلیل مادّى بودن با هم تعارض پیدا کردند؛ این‌جور نیست که یکى الهى است، یکى مادّى و از آن جهت با هم تعارض پیدا کردند؛ جنگ اسلام و کفر نیست. این موضع ملّت ایران است. ما براى ملّت عراق بشدّت نگران و ناراحتیم. بنده حقیقتاً این چندروزه هر وقت این خبرها میرسد ــ وقتى هم که نمیرسد همین‌طور به یادش هستم ــ واقعاً قلباً ناراحتم، به خاطر این مردم بیچاره‌ى مظلوم مسلمان بى‌پناهى که به خاطر قدرت‌طلبى و جاه‌طلبى از یک طرف، و خوى تجاوزگرى و درندگى از طرف دیگر، دارند پامال میشوند. موضع درست را در این قضایا باید دانست، باید شناخت، باید فهمید. غرض، اینها وظایف سنگین حوزه‌هاى علمیّه است و نقش طلّاب انصافاً نقش بسیار مهمّى است؛ و من خواهش میکنم آقایان به آن خصوصیّات جوانى ــ همان‌طور که عرض کردم ــ آن شور و نشاط و جرئت و ابتکار و نوآورى جوانى، البتّه همراه با ضابطه‌گرایى و تدیّن و سنّت‌هاى اخلاقى حوزه که احترام به بزرگ‌تر است ــ در کنار هم ــ ارج بنهید؛ اینها را مهم بدانید؛ و حضور انقلابى را. آن کسى که در صحنه‌هاى انقلاب هیچ حاضر نبوده، از یک ارزش بسیار زیادى محروم است؛ این را بدانید. آن کسى که در طول جنگ غالباً در میدان جنگ بوده، اگر چه حالا چهار ورق از ما عقب هم ماند امّا از یک ارزش بسیار والایى برخوردار است: وَ فَضَّ‌لَ اللهُ المُجٰهِدینَ عَلَى القٰعِدینَ اَجرًا عَظیمًا؛(۱۶) البتّه آن کسى هم که حالا نرفته لابد عذرى داشته، علّتى داشته، جهتى داشته، یا مورد احتیاج نبوده ــ وَ کُلًّا وَعَدَ اللهُ الحُسنیٰ ــ(۱۷) امّا آن که رفته و مصداق مجاهد قرار گرفته، او قطعاً از یک ارزش والا و بالایى برخوردار است. البتّه شماها که معلوم است، اینها را محاسبه هم میکنید، ما هم تأکید میکنیم. خداوند ان‌شاءالله‌ به شما توفیق بدهد و تأیید کند شما را؛ به همه‌ى ما توفیق بدهد که ان‌شاءالله‌ وظایفمان را بشناسیم و کارمان را انجام بدهیم. والسّلام علیکم و رحمة ‌الله و برکاته (۱ در ابتدای این دیدار، حجّت‌الاسلام والمسلمین محمّدرضا فاکر (رئیس مجمع نمایندگان طلّاب و فضلای حوزه‌ی علمیّه‌ی قم) گزارشی ارائه کرد.

کلیدواژه‌ها

اجتهاد اجتهاد فقهی احساس مسئولیت اخلاق اجتماعی استعدادهای ناشناخته حوزه اسلام امید و امیدواری انسان سازی انقلاب ایالات متحده امریکا بی‌بصیرتی پاسخگویی به شبهات پیشرفت علمی ایران تاریخ فعالیتها و مبارزات آیت الله خامنه ای قبل از تحجّر تحول در حوزه تربیت نیروی انسانی تمدن اسلامی جهاد جهان‏‌‌‌بینی اسلامی حضور در صحنه حضور روحانیت در صحنه حضور مردم در صحنه حقوق بشر حقوق بشر آمریکایی حکومت حکومت‎ اسلامی حمله صدام به کویت حوزه علمیه (مخاطب) حوزه و نیازهای روز حوزه‌‏های علمیه خیلی خوب درس خواندن دفاع مقدس دین رژیم بعثی عراق رشد سیاسی روحانیون (مخاطب) روحانی‌ها روشنفکری شعارهای انقلاب اسلامی شهید حجت الاسلام مرتضی مطهری‌ طلاب جوان عبرت‌های انقلاب فرصت جوانی قدرت تحلیل سیاسی قرآن کار جمعی کتاب‌های درسی حوزه لحظه‌شناسی مردم ایران موضع نظام جمهوری اسلامی نسبت حوزه و نظام اسلامی نظام جمهوری اسلامی ایران نوآوری و شکوفایی وظایف روحانیت