بیانات در دیدار شرکت‌‌کنندگان در اولین کنفرانس اسلامی فلسطین‌

1369/09/13 لینک کوتاه

متن کامل بیانات

بسم الله الرّحمن الرّحیم(۱) الحمد لله ربّ العالمین و صلّی الله علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین. شاید بتوان گفت که این جلسه مهم‌ترین مسائل جهان اسلام را دستور کار خود قرار داده. تحقیقاً امروز در زندگى مسلمین و در آفاق اسلامى هیچ مسئله‌اى به اهمّیّت و خطورت مسئله‌ى فلسطین نیست. بیش از چهل سال است که بتدریج مسلمین را با غصب بخشى از خانه‌ى خودشان عادت داده‌اند. قضیّه نه فقط غصب خانه‌ى مسلمین بلکه بالاتر از این است؛ مسئله این است که بخشى از خانه‌ى مسلمین را دشمنان جهانى اسلام، سنگرى قرار داده‌اند براى حمله‌ى به صفوف مسلمین و براى مبارزه‌ى با خواسته‌هاى مسلمین و حرکات مسلمین. متأسّفانه در دنیاى اسلام آن کسانى که امکانات دست آنها بوده و میتوانستند درباره‌ى این مسئله تصمیم‌هاى مؤثّرى بگیرند، این مسئله را در زاویه‌ى فراموشى ــ ولو نه به لفظ، امّا در باطن امر ــ قرار دادند. ما اگر به خود بیاییم، خواهیم دید این بزرگ‌ترین بلائى است که در دورانهاى اخیر بر مسلمین نازل شده. حکم اسلامى این قضیّه واضح است؛ احدى از مسلمین درباره‌ى حکم منطبق بر قضیّه‌ى فلسطین تردیدى ندارد. این همان مسئله‌اى است که در تمام کتب فقهى‌اى که بحث جهاد در آن مطرح شده، به این صورت مطرح شده است که اگر کفّار بیایند و بَلَد(۲) مسلمین را تصرّف کنند یا آن را احاطه کنند، هیچ یک از فقهاى مسلمین از قدیم و جدید در وجوب عینى جهاد در این مورد تردید نکرده است؛ همه‌ى مذاهب اسلامى در این معنا هم‌عقیده هستند. جهاد، واجب کفائى است امّا در غیر این مورد. جهاد ابتدائى البتّه واجب کفائى است؛ جهاد دفاعى که اظهر مصادیق دفاع هم این مورد است، واجب عینى است. مسئله‌اى با این وضوح، با این اهمّیّت، امروز در دنیاى اسلام مثل یک مسئله‌ى درجه‌ى دو مورد توجّه قرار میگیرد! البتّه گناه اوّل به عهده‌ى رؤساى مسلمین است. اگر زعماى مسلمین و رؤساى کشورهاى اسلامى متّحداً و جدّاً تصمیم بگیرند بر استنقاذ(۳) فلسطین، خواهند توانست. در مسئله‌ى فلسطین آنچه هدف است، استنقاذ فلسطین است، یعنى محو دولت اسرائیل؛ فرقى بین سرزمین‌هاى قبل از سال ۱۹۶۷ و بعد از ۶۷ نیست؛(۴) هر یک وجب از خاک فلسطین، یک وجب از خانه‌ى مسلمین است. هر حاکمیّتى غیر از حاکمیّت مردم فلسطین و حاکمیّت مسلمین بر کشور فلسطین، حاکمیّت غاصب است. حرف، همانى است که امام راحل عظیم‌الشّأن فرمود که اسرائیل بایستى محو بشود.(۵) یهودى‌هاى فلسطین اگر دولت اسلامى را قبول میکنند، آنجا زندگى کنند. بحث، بحث یهودى‌ستیزى نیست؛ مسئله، مسئله‌ى غصب خانه‌ى مسلمین است. رؤساى مسلمین و زعماى مسلمین اگر تحت تأثیر قدرتهاى جهانى قرار نداشتند، میتوانستند این مهم را انجام بدهند؛ متأسّفانه نکردند. امروز یک حادثه‌ى بزرگى در داخل سرزمین‌ها در جریان است و آن همین قیام اسلامى است. این قیام اسلامى که این روزها وارد چهارمین سال عمر خود میشود،(۶) همان چیزى است که فلسطین را باید نجات بدهد. این همان چیزى است که حامیان اسرائیل و تولیدکنندگان اسرائیل از آن میترسیدند و امید به آن بود و این امید امروز برآورده شده. این نعمت الهى است؛ این یک نعمت بزرگ الهى است. اگر ما مسلمین شکر کردیم این نعمت را، باقى خواهد ماند: لَئِن شَکَـرتُم لَاَزیدَنَّکُم؛(۷) اگر کفران ورزیدیم این نعمت را، از دست خواهد رفت. شکر این نعمت به این است که همه‌ى مسلمین در همه جاى عالم تکلیف شرعى خودشان بدانند که از این مبارزینى که امروز به نام اسلام دارند مبارزه میکنند، حمایت کنند. هیچ علاجى امروز جز این نیست. این حمایت بایستى وسیع باشد و همه‌جانبه؛ هم حمایت سیاسى لازم است، هم حمایت تبلیغاتى لازم است، هم حمایت اخلاقى لازم است، هم حمایت نظامى لازم است. هر چه ممکن بشود، لازم است و تکلیف است. مسلمین دنیا نگاه کنند ببینند کدام‌ یک از این انواع حمایتها را میتوانند بکنند؛ هر چه را دانستند تکلیف شرعى آنها است، از آن نباید تخلّف بکنند. دو نکته غالباً از نظر شعاردهندگان به نام فلسطین دور میماند؛ این دو نکته را ما اجمالاً عرض میکنیم: یکى از این دو نکته این است که دشمنى با غاصبین فلسطین، نمیسازد با دوستى با کسانى که پشتیبان همه‌جانبه‌ى از این غاصبین هستند؛ این ممکن نیست. آن کسانى که خیال میکنند از راه آمریکا و هم‌پیمانان آمریکا میتوانند فلسطین را نجات بدهند، در یک اشتباه تأسّف‌انگیزى به سر میبرند. همچنان که از راه دولت اسرائیل نمیشود فلسطین را نجات داد، از راه دولت آمریکا و هم‌پیمانان آمریکا هم نمیشود فلسطین را نجات داد. هر حرکتى که منتهى بشود به تکیه‌ى بر پشتیبانان دولت غاصب، آن حرکت قطعاً یک حرکت انحرافى است؛ قطعاً یک غلط بزرگ است. اگر کسى شعار ضدّیّت با اسرائیل را میدهد امّا با هم‌پیمانان اسرائیل در این مسئله هم‌صحبتى میکند و به آنها اتّکاء میکند، باید دانست که دروغ میگوید؛ چنین چیزى ممکن نیست. آن کسانى که اسرائیل را تغذیه میکنند، در جبهه‌ى اسرائیلند؛ آن کسانى که به اسرائیل به هر نحوى از انحاء کمک میکنند، در جبهه‌ى اسرائیلند؛ آن کسانى که با صهیونیست‌ها مذاکره میکنند، در جبهه‌ى اسرائیلند. مبارزه براى استنقاذ سرزمین فلسطین باید معناى حقیقى مبارزه را داشته باشد. «مبارزه» نقطه‌ى مقابل «سازش» است؛ در این مسئله سازش خیانت است و مبارزه وظیفه است. هیچ‌ کس سازش را به حساب مبارزه نگذارد. نکته‌ى دوّم این است که یکى از چیزهایى که در روز اوّل، ایجاد دولت غاصب را زمینه‌سازى کرد و امروز هم ادامه‌ى آن دولت را زمینه‌سازى میکند، تبلیغاتى است که دستگاه تبلیغاتى سراسرى صهیونیست‌ها و دوستانشان در سرتاسر دنیا به راه انداخته‌اند. در دنیا براى افکار مردم دنیا این‌جور وانمود کرده‌اند که صاحِب خانه آن کسانى هستند که بر آنجا حکومت میکنند؛ یک عدّه دور از فرهنگ هم دارند برای آنها مزاحمت ]ایجاد[ میکنند. متأسّفانه این را در دنیا جا انداخته‌اند. روى این در افکار عمومى و در فرهنگ عامّ جهانى کار تبلیغاتى کردند. ما مسلمین غافل بودیم؛ ما مسلمین به شیوه‌هاى تبلیغاتى دشمن وقوف پیدا نکردیم؛ از بهترین شیوه‌ها براى بیان حقّانیّت مردم فلسطین استفاده نکردیم. آنچه من بر این مقدّمه میخواهم مترتّب کنم، این است که تمام روشنفکران و نویسندگان و هنرمندان و کسانى که در تمام اقطار عالم در تبلیغات، اندک‌دستى دارند، باید با احساس وظیفه‌ى کامل نسبت به این قضیّه اداء تکلیف بکنند. از بعد از جنگ جهانى دوّم به این طرف، یهودى‌ها در سرتاسر دنیا براى مظلوم‌نمایى، صدها بلکه هزارها فیلم درست کرده‌اند که چهره‌ى آنها را مظلوم نشان بدهد و کسانى را که با آنها مقابل بودند، به ‌صورتِ واقعى یا غیر واقعى ستمگر نشان بدهد. ظلمى که امروز دارد به ملّت فلسطین میشود، تا آنجایى که ما به یاد داریم و اطّلاع داریم، هیچ ‌وقت به مجموعه‌ى یک ملّت نشده؛ در حالى ‌که متأسّفانه افکار عمومى دنیا از این ظلم مطّلع نیست؛ این بایستى درست بیان بشود؛ باید فیلم‌ها ساخته بشود، باید کارهاى هنرى بشود، تا همه‌ى افکار عمومى دنیا بدانند که چه دارد میگذرد. متأسّفانه باید اعتراف کنیم که روشنفکران ما و کسانى که میتوانستند، کوتاهى کردند. ما باید در سطح عالم مسئله‌ى فلسطین را آن‌چنان ‌که هست معرّفى بکنیم؛ باید براى این کار سرمایه‌گذارى بشود؛ براى این کار بایستى افراد تلاش کنند، کار کنند. این نکته‌اى بوده که ما از آن غفلت کرده‌ایم. من یک جمله عرض بکنم به ‌عنوان آخرین سخن. امروز بعد از اینکه انقلاب اسلامى بُرندگى اسلام را نشان داد، دشمنان اسلام و مسلمین جدّى‌تر شدند. انقلاب اسلامى جبهه‌هاى جدیدى را علیه اسلام به وجود آورد، فقط به ‌خاطر اینکه اسلام را معرّفى کرد؛ فقط به‌ خاطر اینکه نشان داد که اسلام با ظلم مخالف است؛ فقط از این جهت؛ فهماند که مسلِم واقعى آن کسى است که در مقابل قلدرى، سرکشى، و نظام سلطه‌ى جهانى تسلیم نمیشود و زیر بار نمیرود. این، سلطه‌گران را بشدّت خشمگین کرد و در مقابل اسلام جبهه‌هاى جدیدى را به وجود آورد. نمونه‌هاى آن را در همه جاى دنیا دارید مشاهده میکنید؛ هم در اروپا مشاهده میکنید که علیه گروه‌هاى مسلمان و افراد مسلمان چه کارهایى دارد انجام میگیرد، هم در آفریقا مشاهده میکنید. این حرکات تبشیرى(۸) را که فقط براى مقابله‌ى با اسلام ناب راه انداخته‌اند، دارید مى‌بینید. در هر نقطه‌اى از دنیا مشاهده میکنید، در خود کشورهاى اسلامى مشاهده میکنید که فشار بر روى حرکات اسلامى چقدر است ــ در هر جایى به یک نحوى ــ و مظاهرى از آن را در کشورهاى دیگر مثل هند مشاهده میکنید. ماجراى مسجد بابرى(۹) یکى از آن مسائلى است که اگر چه موضوع آن یک مسجد است و شاید به نظر بعضى کوچک بیاید امّا کوچک نیست؛ این نشان‌دهنده‌ى این است که دشمنان اسلام تا اینجا ایستاده‌اند که علیه مقدّسات اسلام، یک عدّه‌اى را تحریک کنند، زندگى را بر مسلمانان در کشورى مثل هند تلخ کنند. بى‌شک، این حرکت هندوهاى متعصّب ناشى از تحریکات دشمنان است. خب، این مسجد سالهاى متمادى آنجا بود. همه دیده‌اند که در هند یک جا، یک مسجد و یک بتخانه پهلوى هم است؛ آنها مشغول کار خودشانند، اینها [هم] مشغول کار خودشانند. این تحریکات دشمن است؛ دشمنان اسلام هستند که این تحریکات را درست میکنند و ماجرایی مثل ماجراى مسجد بابرى را مسئله‌ى روز مسلمانها میکنند. البتّه مسلمین هند در این مسئله محقّند و همه باید بدانند که مسلمین دنیا در این مسئله پشت سر مسلمانان هند هستند، حق را به آنها میدهند و از آنها دفاع میکنند و حمایت میکنند. در همه جاى دنیا یک حرکات خصمانه‌ى جدیدى علیه اسلام هست. آن چیزى که از این بایستى استنتاج کرد، یک جمله است و آن اینکه مسلمانها باید در دفاع از اسلام جدّى‌تر باشند. مسلمانها باید خودشان را به معناى واقعى کلمه سرباز اسلام بدانند و به مقتضاى این سربازى عمل کنند. و دشمن بلاشک نخواهد توانست در مقابل حرکت عمومى مسلمین کارى بکند و اسلام و مسلمینى که براى دفاع از اسلام تصمیم گرفته باشند و قیام بکنند، قطعاً پیروز خواهند بود. امیدواریم که خداوند متعال به همه‌ى ما توفیق بدهد که از اسلام دفاع کنیم. (صداى اذان بلند شد و من هم بیش از این دیگر ادامه نمیدهم.) امیدوارم که این نشست شما، این اجتماع شما، اجتماع مبارکى باشد. در ساعات و ایّامى که مى‌نشینید براى بحث در مسئله‌ى فلسطین، راه‌هاى عملى را جستجو کنید، به راه‌هاى عملى بپردازید و هر کسى تکلیف خودش را حقیقتاً بشناسد و بر طبق آن عمل کند؛ حرفِ تنها، وقتى که مقدّمه‌ى عمل نباشد، تجربه‌ى خوبى براى ما نیست. تنها در سایه‌ى عمل به وعده‌ها و گفته‌ها است که خواهیم توانست ان‌شاءالله‌ به نتایجى برسیم. والسّلام علیکم و رحمة ‌الله و برکاته