دیدار قضات، دادستان‌‌‌ها و حاکمان شرع دادسرای ویژه‌‌‌ روحانیت و مسئولان دفتر ویژه در وزارت اطلاعات

1369/08/13 لینک کوتاه

متن کامل بیانات

بسم الله الرّحمن الرّحیم(۱) خیلى متشکّریم از برادران عزیز و مسئولین محترم این تشکیلات، بخصوص جناب آقاى رى‌‌‌شهرى، جناب آقاى رازینى(۲) و بقیّه‌‌‌ى برادران که این کار سنگین و مهم و بسیار مفید را بر عهده گرفته‌‌‌اید و بحمدالله‌‌‌ با قوّت و قدرت آن را انجام میدهید. من دو مطلب کوتاه میخواهم عرض بکنم؛ یکى در اهمّیّت این قضیّه، یکى هم در رعایتها و مواظبتهایى که باید باشد. در اهمّیّت آن همین بس که «اِذا فَسَدَ العالِمُ فَسَدَ العالَم»؛(۳) واقعاً این‌‌‌جور است. البتّه شاید عالِم در اینجا فقط عالِم دین نباشد ــ خب دکتر هم فاسد بشود تأثیرش زیاد است؛ هر دانشمندى، هر کسى که با دانش خود تأثیرى در وضع جامعه دارد، فسادش اعمق و اوسع است از فساد بقیّه ــ امّا آن عالِمى که فسادش خیلى فراگیر است، همین عالِم دین است؛ علّت هم واضح است؛ چون مردم به عالِم دین از درون، از دل اطمینان میکنند و اذعان میکنند و تسلیم میشوند. ما با یک‌‌‌ لا قبا مثلاً چه داریم و چه داشتیم که موجب بشود مردم به حرف روحانیّت و به حرف امام، آن‌‌‌جور حرکت کنند، پانزده سال مبارزه کنند، بعد [نهضت را] با فداکارى به پیروزى برسانند، بعد در مقابل این‌‌‌ همه توطئه، ده سال دوران مبارک حضرت امام را طى کنند، بعد از آن هم همین‌‌‌جور؟ [آیا] جز معنویّت، جز این اعتقاد در دل مردم که روحانیّت براى خودش نیست، براى خدا است، براى خیر مردم است، امر خدا را دارند اجرا میکنند، چیز دیگرى است؟ و براى همین هم هست که وقتى نهضتها و مانند اینها به غیر جنبه‌‌‌ى معنوى و ایمان قلبى متّکى بود، به جایى نمیرسد؛ در کشور ما هم این، امتحان شده، در جاهاى دیگر هم امتحان شده. آنجایى که به جایى میرسد، آنجایى است که یک رگه‌‌‌ى معنوى و ایمانى و اعتقادى و خدایى حاکم است. مردم روحانیّت را، این لباس را، من و شما را مظهر این چیزها میدانند؛ ما را مؤمن میدانند، خودشان گاهى اشتباه میکنند، خطا میکنند، دچار شهوت میشوند، دچار غضب میشوند، دچار پول‌‌‌پرستى میشوند، دچار تجمّل‌‌‌پرستى میشوند، دچار کارهایى که بالاخره در طبیعت بشر هست میشوند، [امّا] نقص خودشان را میگذارند پاى کمالى که در روحانیّت به ‌‌‌حساب مى‌‌‌آورند؛ میگویند خب، اگر ما ناقصیم، او کامل است؛ اگر ما نمیفهمیم، او حکم خدا را میفهمد؛ اگر رابطه‌‌‌‌‌‌ی ما با خدا ضعیف است، او رابطه‌‌‌اش قوى است؛ پس هر چه او میگوید، ما عمل میکنیم متقرّباً‌‌‌الى‌‌‌الله‌‌‌. براى همین است که هر جا روحانیّت جلو بوده، [اگر] انقلاب بوده، پیروز شده؛ [اگر] اصلاح بوده، انجام شده؛ [اگر] خدمات بوده، تحقّق پیدا کرده؛ این[طور] است دیگر؛ غیر از این که نیست. خب، حالا اگر کارى شد که ایمان مردم به این لباس و به این دستگاه زایل شد، ببینید چه چیزى از مردم گرفته میشود، چه پشتوانه‌‌‌اى از مردم گرفته میشود، چه اعتماد قلبى‌‌‌ای از مردم زایل میشود و اثر این زوال اعتقاد و زوال ایمان در بیرون چیست.