بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان‌

1369/04/25 لینک کوتاه

متن کامل بیانات

بسم الله الرّحمن الرّحیم(۱) اوّلاً لازم میدانم که به همه‌ى آقایان محترم خیرمقدم عرض کنم به‌ خاطر تشریف‌فرمایى به این محل و تشکیل این اجتماع؛ و تشکّر کنم از اینکه امروز این فرصت را به بنده دادید تا مختصرى در خدمتتان باشیم و تجدید دیدارى بشود؛ اگر چه، محرومیّت از زیارت آقایان که در اجلاسهاى گذشته بنده از آن برخوردار بودم، با این [دیدار] مختصر جبران نخواهد شد. و همچنین تشکّر کنم از بیانات حضرت آیت‌الله‌ مشکینى (ادام الله‌ بقائه الشّریف) و اظهار لطفى که نسبت به بنده بالخصوص فرمودند که من خودم را کوچک‌تر میدانم از اینکه این حُسن ‌ظنّ بزرگوارانه با این الفاظ بلیغ، متوجّه به بنده بشود. اجلاس این نوبت آقایان در حالى انجام گرفت که حوادث بسیار مهمّى در دنیا جریان دارد؛(۲) حوادث هم حوادثى است که ایران اسلامى و ملّت ما و فکر و هدفى که ما در این انقلاب و در این نظام جمهورى تعقیب میکنیم، نمیتواند از آن بیگانه باشد و شاید بعضى از حوادث کنونى عالم منبعث یا متوجّه به وضع ما است و این اهمّیّت میدهد به هر حرکتى و اظهارى و انجام هر کارى در نظام جمهورى اسلامى؛ حتّى کارهاى على‌الظّاهر کوچک، چه برسد به کارى بزرگ، مثل کار شما آقایان محترم و مسئولیّت خطیر و بزرگى که شما بر عهده گرفته‌اید. اجتماع خبرگان رهبرى، در نظام جمهورى اسلامى تعیین‌کننده‌ترین و مهم‌ترین رکن از ارکان این نظام است. هیچ‌ کدام از ارکان نظام جمهورى اسلامى ــ چه آنچه به تقنین ارتباط پیدا میکند یا به اجرا و غیر آنها ــ از لحاظ تعیین‌کننده بودن و آثار ماندگارى را باقى گذاشتن، به اهمّیّت این اجتماع نیست؛ این معنا موجب میشود که مسئولیّت این جمع و آحاد تشکیل‌دهنده‌ى این جمع، عظمت پیدا کند. در نظام جمهورى اسلامى همه مسئولند، امّا میان سطح مسئولیّتها تفاوت هست و این مسئولیّت، بالاترین است. و قاعدتاً در نظام جمهورى اسلامى، اگر کسى که مسئولیّتى بر دوش گرفته، اخلاص و قصد قربت و نیّت براى خدا نداشته باشد، تحقیقاً مغبون شده؛ اگر اخلاص و عمل لِلّه و تلاش منهاى انگیزه‌هاى غیر الهى بود، هر مسئولیّتى گوارا است، هر کار سنگینى تحمّل کردنى است، هر بارى برداشتنى است و بالاخره این کار یا به نتایج مطلوب خواهد رسید یا نه؛ على‌اىّ‌حال وقتى که با نیّت صحیح همراه بود، انسان مأجور است و هر چه بار سنگین‌تر، اجر هم بیشتر؛ امّا اگر در تحمّل مسئولیّتها اغراض دیگر و دواعى(۳) و انگیزه‌هاى دیگر دخالت بکند، کار بسیار مشکل خواهد شد؛ چون در نظام اسلامى که بحمدالله‌ ما از آن برخوردار هستیم، مابِازاء دنیوى ــ طبقِ معمولِ همه‌ جاى عالم ــ در مقابل مسئولیّتها نیست. همان‌‌طور که امام راحل (رضوان الله‌ تعالى علیه) در یکى از پیامهایشان ــ شاید به همین مجلس یا مجلس شوراى اسلامى ــ فرموده بودند، این مسئولیّتهاى سطح بالا در نظام جمهورى اسلامى به معناى کار بیشتر، اشتغال بیشتر، دغدغه‌ى بیشتر و لزوم تلاش بیشتر است و نه چیز دیگر. اگر نیّت خالص و هدف صحیح، با توجّه به آنچه وضع و اقتضاى زمان میطلبد باشد، بنده و شما آقایان و دیگر مسئولین سربلند و روسفید خواهیم بود ان‌شاءالله؛ و اگر خداى ناکرده در این خللى باشد، مشکلات زیادى به‌ وجود خواهد آمد. البتّه بنده قصد ندارم که در مجمع شما بزرگان و اَعلام و معلّمین اخلاق و اخلاص نصیحت اخلاقى بکنم؛ جمع شما بى‌نیاز از این حرفها است لکن مذاکره‌ى حقایق و دَوَران حرف بین گوینده و شنونده فواید زیادى دارد. این مطلب اوّل است که هر کدام از ما در هر بخشى از این مسئولیّت عظیمى که امروز متوجّه به ملّت ایران، بالخصوص موظّفین و مسئولین و متصدّیان امور است قرار داریم، باید همه‌ى همّتمان را متوجّه به این و متمرکز در این بکنیم که وظیفه‌ى الهى را تشخیص بدهیم و بر طبق آن عمل کنیم. و امّا مسئله‌اى که مترتّب بر این مسئله است، وضع ما در دنیاى کنونى است. امروز دنیاى مادّى و نقشه‌ی سیاسى عالم به شکلى شده که در طول دَه‌ها سال گذشته این وضعیّت هرگز سابقه نداشته؛ تمام این خط‌کشى‌ها و مرزبندى‌هایى که در طول دَه‌ها سال، بخصوص بعد از جنگ بین‌الملل دوّم، بتدریج بر اساس ضرورتها و تلاشها و اوضاع عالم پدید آمده بود [یعنی] جنگ بین قدرتهاى بزرگ، تشکیل بلوک‌هاى قدرت، تقسیم دنیا به مناطق سه‌گانه و امثال اینها، همه‌ی این حسابها و معادلات و معاملات به هم ریخته. [حالا] چه پیش خواهد آمد؟ نقشه‌ى سیاسى دنیا چه خواهد شد؟ چه کسى در این بین گوى موفّقیّت را از میدان سیاست و اقتصاد خواهد ربود؟ به قطع و یقین در این‌ باره حرفى نمیشود زد امّا چیزهایى در این بین روشن و معلوم است که بر اساس این معلومات، همه‌ى کسانى که به فکر سعادت خود و محیط قدرت و شعاع نفوذ خود هستند، باید برنامه‌ریزى کنند و فکر کنند. یکى از چیزهایى که در این بین معلوم شده این است که کشورهاى جهان سوّم، ملّتهاى فقیر، دولتهاى ضعیف، اگر تا کنون میتوانستند بین ابرقدرت‌ها مانور کنند و اگر به یکى اتّصال و وابستگى دارند، لااقل در مقابل آن دیگرى، عَلَم استقلال بلند کنند و ملّتها این احساس را داشته باشند که سخن از آزادى میزنند و ابراز قدرت میکنند و اقتدارات ملّى را نشان میدهند ــ که در طول این سى چهل سال اخیر چنین وضعى تقریباً وجود داشت ــ بعد از این دیگر این وضعیّت نیست. هر ملّتى تسلیم سلطه‌ى قدرتهاى بزرگ عالم شد، ازدست‌رفته است؛ هر ملّتى حاضر شد از شرف ملّى، اقتدار ملّى، اراده‌ى ملّى چشم بپوشد، در ورطه‌ى ضعف بى‌پایان و وادى‌اى که آخر آن معلوم نیست لغزید؛ هر دولتى که حاضر شد در مقابل خواست دستگاه یکپارچه‌ى سلطه‌ى جهانى تسلیم بشود، بیش از گذشته محکوم به ضعف و ذلّت و تحت سلطه قرار گرفتن و هضم شدن شخصیّت شد. این یکى از چیزهایى است که وضع فعلى جهان آن را نشان میدهد. دستگاه سلطه به سمت یکپارچه شدن هر چه بیشتر دارد پیش میرود. دو قطب قدرتى که در مقابل هم قرار داشتند، به یک مرکز قدرت تبدیل شده‌اند یا دارند تبدیل میشوند ــ البتّه همان‌‌طورى که عرض کردیم نمیشود پیش‌بینى قطعى کرد امّا ظواهر امر آن‌‌طورى که امروز ما داریم نگاه میکنیم این است ــ حتّى [در میان آن] دولتهایى که دم از آزادى و شعارهاى آزادى‌خواهانه میزدند، آنهایى که ضعیف هستند، آنهایى که متّکى به ملّتهاى خودشان نیستند، بتدریج مجبور میشوند که تسلیم بشوند و بسیارى از تحمیلات را قبول کنند؛ این یکى از واقعیّتهایى است که هست. فعلاً این‌‌جور است، حالا تا در آینده چطور به صورت قطعى بشود، احتمالاتى البتّه هست؛ متأسّفانه الان وضع این است. سلطه‌ى غرب و بالخصوص آمریکا در میان کشورهاى آسیایى، آفریقایى، آمریکاى لاتین، حتّى اروپاى شرقى رو به افزایش است و آمریکا بر حسب موازین ظاهرىِ قدرت و محاسبات معمولى قدرت، امروز حقیقتاً یک ابرقدرت است. این یک طرف قضیّه. یکى دیگر از معلوماتى که در شرایط کنونى هست، این است که در لابه‌لاى این منجلاب ضعف و ذلّتى که در میان ملّتها، بلکه دولتها مشاهده میشود و همه در آن تقریباً غرقند یا به آن آلوده هستند، یک افق روشن و تابانى دارد روزبه‌روز بیشتر طلوع میکند و خودش را بیشتر نشان میدهد، و آن، افق اسلام و ملّتهاى اسلامى است. و این از شگفتى‌هاى تاریخ است که درست در همان زمانى که قدرتهاى ضدّاسلامى دارند نیرو میگیرند و در همان زمانى که ملّتهاى ضعیف دارند ضعیف‌تر میشوند، بر خلاف قواعد ظاهرى، ملّتهاى مسلمان که غالباً یا عموماً در جناح ملّتهاى ضعیف عالم قرار دارند، روزبه‌روز احساس شخصیّت و هویّت بیشترى میکنند. نهضت اسلامى در دنیا یک امر جدّى است؛ احساس هویّت اسلامى در میان ملّتهاى مسلمان، بلکه در میان جمعیّت‌هاى مسلمان ــ یعنى آنجایى که مسلمین یک ملّت محسوب نمیشوند، بلکه یک جمعیّت در اقلّیّت هستند ــ یک امر واضح و غیر قابل انکارى است. گویى تمام عوامل دست ‌به ‌دست هم داده است تا ایمان اسلامى را و احساس مسلمانى را در باطن مسلمین عالم قوى کند و آن را تبدیل به عمل و مَنِش و تحرّک بیرونى و ظاهرى بنماید. آنچه امروز ما در مسلمانان مناطق مختلف عالم، بخصوص در آنجاهایى که از رشد و فرهنگ بیشترى برخوردارند ــ مثل شمال آفریقا، مثل کشورهاى اروپایى و بعضى از کشورهاى آسیایى ــ مشاهده میکنیم، در طول تاریخ گذشته‌ی نهضتهاى اسلامى، یا بى‌نظیر است و یا کم‌نظیر؛ در گذشته حرکتهاى اسلامى بوده است امّا با وضعیّت دگرگونه‌اى. حرکت خونین مردم الجزایر در زیر چکمه‌ى ظلم و استعمار فرانسوى‌ها بود که رشد کرد و آن انقلاب عظیم را به راه انداخت.(۴) آن حرکت حاکى از آگاهى و رشد و بینش روشن سیاسى و هویّت اسلامى نبود، آن‌چنان که حرکت امروز همان مردم در شرایط امروزى کشورشان میتواند باشد؛ و همین‌‌طور دیگر ملّتهاى مسلمان و دیگر اقلّیّتهاى مسلمان در کشورهاى غیر اسلامى؛ این یک واقعیّتى است. و کار به جایى رسیده که امروز سردمداران نظام غربی، بى‌ملاحظه تصریح میکنند که تقابل آینده‌ی عالَم بین جناح استکبار، [یعنی] جناح سلطه و اسلام است. اوایلى که این قضایاى اروپاى شرقى پیش آمد،(۵) در طول یک سال گذشته ــ که بُروز همه‌ى این حوادث در یک سال گذشته است و این از عجایب است ــ ما این را به حدس درمى‌یافتیم و میگفتیم که یک چنین وضعى پیش خواهد آمد؛ امروز تصریحِ بعضى از سردمداران همین دستگاه سلطه‌ى استکبارى غرب به این معنا است و تصریح میکنند و این را اظهار کردند و اظهار میکنند. پس نتیجه میگیریم که اگر اقتدار سلطه‌ى ظاهرى در یک جا دارد متمرکز میشود یا به یک جانب و به یک صف برمیگردد، اقتدار معنوى اسلام هم دارد خودش را نشان میدهد و آشکار میکند و امروز یک قدرت جدیدى، یک قدرت عظیمى دارد در دنیا سر میکشد و آن قدرت اسلام است. این چیزى که عرض کردم، نه یک حدس است، و نه به عنوان یک امر خطابى‌گونه است، این بیان یک واقعیّتى است که براى ما حتمى و محسوس است. آنچه ما باید به آن توجّه کنیم، این است که اوّلاً این حرکت ناشى است از حرکت عظیم ملّت ایران و رهبرى بى‌نظیرِ استثنائىِ پُرجاذبه‌ى امام راحل (رضوان الله‌ تعالى علیه و قدّس الله‌ نفسه الشّریفة) که قطعاً اگر آن رهبر و این ملّت و آن حرکت و آن اخلاص نمیبودند، این وضعیّت در عالم پیش نمى‌آمد که على‌الظّاهر هیچ عامل دیگرى وجود ندارد که در دنیایى که همه‌ى دستگاه‌ها بر روى معنویّت فشار مى‌آوردند و همه‌ى قدرتهاى استکبارى نسبت به اسلام فشار وارد مى‌آوردند، ناگهان اسلام این‌‌جور در همه ‌جاى عالم سر بلند کند و قدرت و اقتدار اسلامى خودش را نشان بدهد. فراموش نکنیم از وضع پنج سال و شش سال و هفت سال قبل، از شوروى برژنف،(۶) از وضعیّت دنیا در مقابله با اسلام، از شدّت و فشارى که علیه ایران اسلامى اِعمال میکردند، و پیش از پیروزى انقلاب، از محو معنویّت از سطح عالَم، و در طول این چند سال، کارهایى که نسبت به اسلام انجام دادند و هنوز هم دارند انجام میدهند؛ در میان این همه شرایط نامساعد، امروز وضعیّت این است که عرض کردم. و ثانیاً این نکته که مهم است و حرف اصلى بنده است: ادامه‌ى این حرکت اسلامى و توفیق اسلام در مقابله‌ى با کفر و استکبار جهانى، به میزان زیادى ــ عرض نمیکنم صددرصد، لکن نزدیک به صددرصد ــ منوط و مربوط است به کیفیّت حرکت ما در آینده؛ باید ایران اسلامى در خطّ اسلام پافشارى کند و با استقامت باقى بماند، باید ایران اسلامى پرچم‌دار معنویّت اسلام باشد؛ نه فقط اینکه ما یک انقلابى بودیم، نظامى بر اساس یک مکتبى تشکیل دادیم، دولتى شدیم مثل دولتهاى دیگر عالم و دل خوش کنیم که حالا تفکّرات مختلفى، نظامهاى گوناگونى بر دنیا حاکمند، یک مملکت پنجاه‌میلیونى هم در اختیار ما اسلامیّین است؛ این خیلى کم است، این خیلى کوچک است. باید معنویّت اسلام که بیشترین جاذبه‌ى اسلام مربوط به همین معنویّت است، در این دنیاى تاریک مادّى [حفظ شود؛ باید] قداست اسلام با همان درخشندگى که از اوّل انقلاب تا حالا در عمل ملّت و رهبر عظیم‌الشّأن فقید (رضوان الله‌ تعالى علیه) نشان داده شده، باز هم نشان داده بشود؛ باید همان احساس قدرت و ابراز اقتداری که ناشى از اتّکال(۷) به خدا است و امید داد به ملّتها و آنها را از حالت انفعال خارج کرد، باز هم از ایران اسلامى مشاهده بشود؛ همان پیوند مستحکم بین آحاد این ملّت و توده‌هاى عظیم و میان رهبران اسلامى و علماى دین که حاکى از ایمان مردم به اسلام بود، باید باز هم مشاهده بشود و محسوس باشد؛ و باید همان رابطه‌ى مستحکم بین مردم و بین مسئولین که پرچم‌داران این نظام هستند و تا کنون رمز وحدت و یکپارچگى این ملّت همین مطلب بوده، باز هم مشهود باشد و محسوس باشد. و معلوم است که نقش علماى اَعلام و بخصوص امثال شما آقایان که بحمدالله‌ در میان مردم از آبرو و اعتبار و حیثیّت والایى برخوردار هستید، در حفظ و ادامه و ایجاد و تقویت چنین چیزهایى غیر قابل انکار است. امروز بحمدالله‌ نظام جمهورى اسلامى همه‌ى ارکان یک نظام مقتدر را با خود دارد؛ ما میتوانیم آن نظامى باشیم که ملّتها به ما نگاه کنند و نیرو بگیرند و امید بگیرند و احساس قدرت بکنند؛ همچنان ‌که تا کنون بوده‌ایم؛ ما میتوانیم آن ملّتى باشیم که زندگى ما، جریان امور در داخل کشور ما، وضع اقتصادى ما، وضع قضائى ما، وضع عدالت در میان ما، حاکمیّت عدل و انصاف در جامعه‌ى ما، به نحوى باشد که ملّتهاى دیگر را تشویق کند و آنها را به پیمودن این راه ترغیب کند و امیدوار کند. خداى متعال را سپاسگزاریم که براى اداره‌ى این کشور مجریانى را برگزید که بهتر از آنها براى نظام جمهورى اسلامى متصوَّر نیست؛ دولتِ امروز و رئیس‌جمهور محترم(۸) و عزیز و باشخصیّت و ارجمند در شرایط فعلى، کسانى هستند که میتوانند این کشور را و این ملّت را و این نظام را، در اهداف عالیه‌ى خودش راهنمایى کنند، پیش ببرند و امور را آن‌چنان جریان ببخشند که مایه‌ى آبرو و اعتبار روزافزون اسلام در چشم ملّتها بشود. این چیزى است که ما امروز بحمدالله‌ داریم؛ ملّتى داریم مؤمن، فداکار، باتجربه، پخته، آبدیده، مصائب گوناگون را با شجاعت از سر گذرانیده، و از طرفى بااستعداد، هوشمند، و آماده‌ى پیمودن این راه و ادامه‌ى این راه پُرافتخار. ما براى اداره‌ى این کشور بیش از همه چیز به نیروى انسانى احتیاج داریم، و نیروى انسانى زمینه‌ى بسیار کم‌نظیرى در کشور ما دارد؛ براى کسانى که روى ملّتها مطالعه میکنند، کمترملّتى به استعداد و هوشیارى ملّت ما شناخته شده؛ و بحمدالله‌ در تاریخ ایران هیچ روزى مثل این دوران و این عهد نبوده که اسلام در حاکمیّت باشد، پرچم قرآن برافراشته باشد، عمل به اسلام ارزش به حساب بیاید، قوانین، متّخذ از اسلام و قرآن باشد. ما چه میخواهیم؟ ما بیش از این، بزرگ‌تر از این نعمت چه میخواهیم از خدا؟ تمام تلاشمان را بایستى مبذول کنیم که این نعمت ارزشمند را و بى‌نظیر را و بى‌سابقه را براى این ملّت حفظ کنیم. این با تلاش مخلصانه ممکن است؛ باید انگیزه‌ى حرکت ما در هر سطحى که هستیم، انگیزه‌ى الهى باشد. علاج همه‌ى دردهاى ما اخلاص است؛ اگر اخلاص باشد، همه‌ی چیزهایى که فعلاً نظام ما و جامعه‌ى ما از آنها متأذّى است، بر طرف خواهد شد. اخلاصِ در عمل موجب خواهد شد یکپارچگى‌ها تحکیم بشود؛ بحمدالله‌ ملّت ما یکپارچه و متّفقند؛ تبلیغات و وساوس دشمن نتوانسته است که یکپارچگى ما را به هم بزند و اختلاف ایجاد کند؛ باید این را تحکیم کرد و به مسئولین و متصدّیان امور امکان خواهد داد وظایفشان را، بارهاى سنگینى که بر دوششان هست، با جرئت بیشتر، با قدرت بیشتر حمل کنند و مشکلات را باز کنند؛ این مشکلاتى که ما از گذشته‌هاى دور و از سالهاى طولانى غلبه‌ى طاغوت و سلطه‌ى طاغوت بر این کشور وارث آنها هستیم. به ‌هر حال امروز مسئولیّت بسیار سنگین است؛ البتّه مسئولیّت مجلس خبرگان به ‌خاطر اهمّیّت موقع و جایگاه آن، از جهاتى سنگین‌تر از همه‌ى ارکان جمهورى اسلامى است و این مجلس ان‌شاءالله‌ در این مجموعه فعّالیّتهاى خودش را و تلاش خودش را حتّى از این هم که امروز هست میتواند بیشتر کند، بلکه مضاعف کند. در دو سه سال قبل از این تصمیمى در مجلس خبرگان گرفته شد و در رابطه‌ى با رهبرى و به‌ عنوان کمک به رهبرى کمیته‌اى تشکیل شد که بعضى از برادران در آن کمیته عضو بودند؛ از چندى پیش به این طرف، من با خودم فکر میکردم که این کمیته جزو مهم‌ترین وظایف مجلس خبرگان است و چه خوب و شایسته است که آن کمیته و کمیته‌هاى دیگرى که منشعب و منبعث از وظایف مجلس خبرگان است، فعّال بشود؛ مسائل زیادى هست که باید به آنها رسیدگى بشود. و این مجموعه [بایستى] همیشه آماده و حاضر و به‌ عنوان نقطه‌ى امیدى براى این ملّت مشغول کار و در جایگاه مسئولیّت خودشان باشند. البتّه راجع به انتخابات خبرگان و وظیفه‌ى مردم در این مورد مطالبى هست که در هنگام خودش عرض خواهم کرد و به ملّت عزیزمان مطالبى را که لازم است تذکّر بدهم، تذکّر خواهم داد. امیدوارم که خداوند متعال آقایان محترم را مشمول الطاف و تفضّلات خاصّ خود قرار بدهد و رحمت و فضل خودش را بر شما نازل کند و توفیقات خودش را بر شما ارزانى بدارد. معذرت میخواهم از اینکه سخن طولانى شد؛ با آن ملاکى که جناب حضرت آقاى مشکینى فرمودند،(۹) بنده بایستى مختصر صحبت میکردم و قصدم هم همین بود که مختصر کنم، امّا متأسّفانه صحبت طولانى شد. والسّلام علیکم و رحمة ‌الله و برکاته