در سالروز ولادت کریم اهلبیت حضرت امام حسن مجتبی (علیهالسلام)، جمعی از اهالی فرهنگ، شعر و ادب فارسی میهمان ضیافت افطار رهبر انقلاب شدند. در این دیدار که با اقامهی نماز مغرب و عشا و صرف افطار آغاز شد، تعدادی از شاعران جوان و پیشکسوت کشورمان و همچنین تعدادی از شاعران فارسیزبان غیر ایرانی به قرائت اشعار خود در حضور رهبر انقلاب پرداختند.
متن شعرخوانیهای شاعران به شرح زیر است:
بسماللهالرّحمنالرّحیم
۱. علیرضا قزوه
اول سلام و بعد سلام و سپس، سلام
با هر نفس ارادت و با هر نفس، سلام
باید سلام کرد و جواب سلام شد
بر هر کسی که هست از این هیچ کس، سلام
فرقی نمیکند که کجاییست لهجهات
اترک سلام، کرخه سلام و ارس سلام
صبح بلوچ، نیمهشب کُرد و ترکمن
صبح خلیج فارس، غروب طبس سلام
"دیشب به کوی میکده راهم عسس ببست"
گفتم به جام و باده و مست و عسس سلام
معنای عشق غیر سلام و علیک نیست
وقتی سلام رکن نماز است پس سلام
پیش از قنوت جام تشهد گرفتهایم
ما کشتگان مسلخ عشقیم، والسلام
۲. علی موسوی گرمارودی
توسلی به حضرت امام هادی (ع)
سر ز سامرّا برآور ای امام پاک من
ای تو را علم علی در سینه چون جان در بدن
ای تو همنام امام راستان یعنی علی
ای بدو در کنیه هم ماننده یعنی بوالحسن
ای نقی و هادی ای ما را به آیین رهگشا
در ظلام این شب دیجور و دهر پرفتن
سر ز سامرّا برآور تا ببینی روز ما
در دل این روزگار روسیهتر از لجن
شیعیان را بیمحابا میکشند از بحر و بر
زاده وهابیاناند از عراق و از یمن
نوکر بیمزد آمریکا زند لاف از فریب
کانچه او میفهمد از اسلام آن باشد حسن
گلشن دین عرصه زاغان بیمقدار شد
آری ار بلبل رود از باغ بازآید زغن
سر ز سامرّا برآر و بر خر خودشان نشان
این ددان ناصبی را کافران بیوطن
یا بگو فرزند تو مهدی کند پا در رکاب
وین خران سگصفت را سر درآرد در رسن
مرقد پاک تو را گیرم به فن برداشتند
هل أتی را چون توان برداشت از قرآن به فن
هل أتی آیا نه در شأن شما نازل شدهست؟
پس چه میگویند این شومان شر شوخگن
سر ز سامرّا برآر و با نهیبی هاشمی
پاک کن از کارگاه دین گروه کارتَن
۳. محمدعلی مجاهدی
غزلی در رابطه با آیه مباهله
باور ما ریشه در مباهله دارد
این سند شیعه پنج منگله دارد
در شب مظلم طلایهدار ظهور است
شیعه که از نور وحی مشعله دارد
میرسد این کاروان به منزل مقصود
تا چو محمد امیر قافله دارد
نفس نفیس پیمبر است به قرآن
نام علی حکم بای بسمله دارد
خلوت ناموس کردگار چو زهرا
بانوی صدیقهای مجلله دارد
قدر حسین و حسن که زینت عرشاند
مثل نمازی بود که نافله دارد
منزلت پنج تن به قدر شناسد
آن که خبر از حدیث منزله دارد
خفته بیدرد را مگو هله برخیز
مرده چه سود از هلا و از هله دارد
مذهب این بندیان لات و هبل، آه!
تا به حقیقت چقدر فاصله دارد
نسبتشان میرسد به هند جگرخوار
ایل و تباری که شمر و حرمله دارد
ما همه شیر نریم اگر عربستان
شبه رجالی شبیه حامله دارد
داعشیان خانهزاد آل سعودند
از گله خود شبان چرا گله دارد؟
عترت پیغمبرند تالی قرآن
باور ما ریشه در مباهله دارد
۴. کیومرث عباسی قصری
یک
جهان را عار اگر باشد
همین یک ننگ بس باشد
که کرکس باشد آزاد و
قناری در قفس باشد
دو
در پاسخ به مطروحه رهبر انقلاب:
«درنگی کرده بودم کاش در بزم جنون من هم
لبی تر کرده زان صهبای جام پرفسون من هم»
اگرچه نیستم بیگانه با بزم جنون من هم
به جز حسرت نخوردم زان شراب پرفسون من هم
میان برزخ شک و یقین گر جا نمیماندم
چو یاران میشدم واصل به یار خود کنون من هم
به راه عشق، عاشق را بلایی بدتر از شک نیست
چه میشد کرده بودم گر ز دل شک را برون من هم
شهادت کی نصیب هر زبون کمدلی گردد
ز ماندن کنده بودم دل نبودم گر زبون من هم...
بر آتش میزدم خود را خلیلآسا چو بط بر شط
اگر بُتهای خود را کرده بودم سرنگون من هم
بُت شوخی چو خودخواهی خدایی میکند در ما
گرفتارم به دام این بُت شوخِ درون من هم
سرِ آزادگی دارم ولی چون سروِ پا در گل
نشد تا وارهم از خود دمی بی چند و چون من هم
از این حرمان که جز هجران نصیبم نیست از جانان
چو فرهادست بردوشم غمی چون بیستون من هم
شهادت قسمتِ «قصری» نشد افسوس تا با شوق
چو قربانی به رقص آیم درونِ طشتِ خون من هم
۵. محمود اکرامیفر
خدا از ما نگیرد روزی شبزندهداری را
نصیب ما کند یک بار دیگر بیقراری را
نشستم بر سر راه دلم یک عمر تا دیدم
غروب جادهها را، لذت چشمانتظاری را
خراسان است اینجا، گاه میبینی که تکبیتی
به آتش میکشد بازار آواز قناری را
دوبیتیهای تربت میزند آتش به جان و دل
سهخشتیهای قوچان میبرد از سر خماری را
شبانان خراسان نقلهای دیگری دارند
نواییخوانده میفهمد شب تلخ صحاری را
شنیدم با زبانی زبده میگویند شب تا صبح
خیابانهای بیهق قصههای سربهداری را
ملایک نیز در تنهایی آفاق مشتاقاند
دوتار حاج قربان را، سرود سبزواری را
۶. جواد محقق
شعری تقدیم به سردار شهید همدانی
زرد اﺳﺖ ﺑهار ﺑﺸﺮ از ﺑﺎد ﺧﺰاﻧﯽ
ﭘﯿﺪاﺳﺖ ﮐﻪ ﺧﻮن ﻣﯽﺧﻮرد اﯾﻦ ﺑﺎغ، ﻧهاﻧﯽ
دردا ﮐﻪ ﺧﺪاﯾﺎن زر و زور در ﻋﺎﻟﻢ
ﯾﮏ روز ﻧﮑﺮدﻧﺪ ﺑﺮ اﯾﻦ ﮔﻠﻪ ﺷﺒﺎﻧﯽ
صحبت ز شبانی نتوان کرد در اینجا
وقتی که شبان کرده با گرگ تبانی
با این همه ای رایحه روﺷﻦ اﯾﻤﺎن
دارد ﻧﻔﺲ ﺳﺒﺰ ﺗﻮ از ﺑﺎغ ﻧﺸﺎﻧﯽ
ﮐﺲ ﭼﻮن ﺗﻮ ﻧﺮﻓﺘﻪﺳﺖ ﺑﻪ هر ﺣﺎدﺛﻪ ﺑﯽﺑﺎک
ﯾﻌﻨﯽ ﮐﻪ ﻧﺪاری ﺗﻮ در اﯾﻦ ﻣﻌﺮﮐﻪ ﺛﺎﻧﯽ
در واژه ﻧﮕﻨﺠﯿﺪ ﭼﻮ اﯾﺜﺎر ﺗﻮ دﯾﺮوز
ﻟﻨﮓ اﺳﺖ ﺑﻪ ﺗﻮﺻﯿﻒ ﺗﻮ اﻣﺮوز ﻣﻌﺎﻧﯽ
در ﺧﻂ ﺧﻄﺮ، آن هـﻤﻪ ﭼﺎﻻک دوﯾﺪی
ﺗﺎ ﻧﺎم شهیدان وطﻦ، ﮔﺸﺖ ﺟهاﻧﯽ
ﺗﻨها ﻧﻪ در اﻧﺪﯾﺸﻪ اﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﮐﻪ رﻓﺘﯽ
ﺗﺎ ﺧﺎﻧﻪ هـﻤﺴﺎﯾﻪ ز دﺷﻤﻦ ﺑﺴﺘﺎﻧﯽ
ﮔﻔﺘﯿﻢ ﺑﻤﺎن! رﻓﺘﯽ و از ﺧﻮﯾﺶ ﮔﺬﺷﺘﯽ
رﻓﺘﯽ ﮐﻪ ﺧﻮدت را ﺑﻪ ﺷهیدان ﺑﺮﺳﺎﻧﯽ
در ﺧﺎطﺮ اﯾﻦ ﺑﺎغ ﺑﻤﺎن ﺗﺎ ﺷﺐ ﻣﻮﻋﻮد
ﭼﻮن ﺻﺮف وطﻦ ﮐﺮدهای ای ﺳﺮو! ﺟﻮاﻧﯽ
ﺑﺎ آﯾﻨﻪ ﺻﺒﺢ ﺑﻪ دﯾﺪار میآییم
ﻣﺎ را ﺗﻮ اﮔﺮ از ﺷﺐ دﯾﺠﻮر ﺑﺨﻮاﻧﯽ
من از تو جز این هیچ ندانم که بگویم
سردار بزرگ وطنی ای همدانی!
۷. علیمحمد مؤدب
مرا مَبین که چنین آب رفته لبخندم
هنوز غرقه امواج سرد اروندم
در این شبانه که غواص درد مواجم
به دستگیری یاران رفته محتاجم
کسی نگفته و ماندهست ناشنیده کسی
منم شبیه کسی، آن که خواب دیده کسی
منم شبیه به خوابی که این و آن دیدند
برای این همه مهپیکر جوان دیدند
منم که با سند زخم، اعتبار خودم
منم که چهره تاریخی تبار خودم
شبیه سوختن ایل داغدار خودم
منم که با سند زخم، اعتبار خودم
پری نموده و بر پردهها فریب شده
فریب غرب مخور کاینچنین غریب شده
ستارهها و پریهای سینما منگر
به چشم غارنشینان چنین به ما منگر
دروغ این همه رنگش تو را ز ره نبرد
شلوغ شهر فرنگش دل تو را نخرد!
سخن مگو که چنین و چنان به زاویهها
مرو به خیمه تاریک این معاویهها
مبر حکایت خانه به کوی بیگانه
مگو به راز، به دیوان، حکایت خانه
اگرچه درد زیاد است و حرفها تلخ است
بهل که بگذرم از شکوه، ماجرا تلخ است
اگرچه حرف زیاد است و حرف شیرین است
ببین به چهره من برد-بردشان این است
اگر نبود به کف تیغ من که تیزتر است
کجا ز طفل یمن طفل من عزیزتر است
مگر نه طفل من است این گلی که در یمن است
چرا فشردن دستی که بر گلوی من است؟
بهشت مردم شرقم، به غرب کی نگرم؟
دخیل کرببلایم، کجا به ری نگرم؟
چرا که مشق کنم، خط تیغ حرمله را؟
چرا به گندم ری بازم این معامله را؟
گمان مبر که من سوخته ز مریخم
خلاصه همه بغضهای تاریخم
بگو به دشمن تا گفتوگو به من آرد
پی مفاهمه بگذار رو به من آرد
ببین به من که برای جهان چه میخواهند
برای این همه پیر و جوان چه میخواهند
برای پیری این کودکان چه میخواهند
منم بلاغت تصویر آن چه میخواهند
بایست! قوت زانوی دیگران مطلب!
به غیر بازوی خویش از کسی امان مطلب!
به ضربه سم اسبان، به روز جنگ قسم
به لحن داغترین خطبه تفنگ قسم
که جز به تابش شمشیر، صبح ایمن نیست
چراغهای توهم همیشه روشن نیست
کجا به بره دمی گرگها امان دادند؟
کجا که راهزنان گل به کاروان دادند؟
مگر نه شیوه فرعونشان رجیمتر است
در این مناظره، موسای تو کلیمتر است؟
مکن هراس ز من، نامه امان توام
چراغ شعلهور عیش جاودان توام
به دیدگان وصالی در این فراق نگر
به کودکان ستمدیده عراق نگر
نه کدخدا به تو این قریه رایگان داده
به خط خون من این مرز را امان داده
نه چشم مست تو شرط ادامه صلح است
دهان سوختهام قطعنامه صلح است
کنون که غرقه لطفم، مرا سراب ببین
مرا در آینه رجعت، آفتاب ببین
به ورطهای که سکون جز هلاک چیزی نیست
به غیر سجده نصیبت ز خاک چیزی نیست
جهان ز موج تو پر شد، خودت جزیره مباش
یمن اویس شد اینک، تو بوهریره مباش!
چه گویمت که از این بیشتر نباید گفت!
به گوش بتکده غیر از تبر نباید گفت
به گوش بتکده غیر از تبر نباید گفت
چه گویمت که از این بیشتر نباید گفت
۸. حسین آکین از ترکیه
۹. اسماعیل امینی
قصیدهای در مدح امیرالمؤمنین (ع)
در میان لرزههای شک صلابت یقین
آن عمود آفرینش جهان، عماد دین
آن که فقر خاکها به یمن خاکساریاش
از خجستگی گذشت از آسمان هفتمین
آسمان جاگرفته در زمین، ابوتراب
فخر میکند به نام او بر آسمان، زمین
ای فراتر آنچنان که رفته تا فراز عرش
ای فروتن آنچنان که با یتیم همنشین
یا علی مدد! کلام تو شفای جان ماست
یا علی! حضور تو ظهور مصحف مبین
ما مکرر آمدیم و سائلانه اینچنین
ای غدیر رحمت خدا، امیر مؤمنین!
سائلان بر آستان لطف تو مکررند
ای نهاده بر کف نیاز سائلان نگین
ما شبانههای فقر کوچههای کوفهایم
شوق و انتظار را در اشکهایمان ببین
یا علی! پس از تو قرنها یتیم ماندهاند
یا علی، پدر! هماره مهربانترین!
ای امام مانده در میان شیعه هم غریب!
باد تا ابد قرون به نام نامیات قرین
۱۰. اخلاق احمد آهن از هندوستان
آن نازنین نگار که چون دلبری کند
ما را به یک اشارت خود رهبری کند
موسای روزگاری و عیسای هر زمان
پیش تو کیست داعی پیغمبری کند
برگرد با درفش عدالت به پیش ما
کو کاوهای که مثل تو آهنگری کند
مرغ دلم به یاد تو تا عرش میپرد
وقتی که یاد شعر و زبان دری کند
خورشید ادعای تکلم نمیکند
جایی که چشمهای تو روشنگری کند
آن کس تا جناب خدا پر کشیده است
ای کاش یاد این دل نیلوفری کند
۱۱. آرش پورعلیزاده
روزهای کاغذی عبور میکند
هفتههای بیدلیل
هفتههای دائماً شبیهِ هم
به پیش میرود
یک نفر غریبه
عصرها در ایستگاهِ غمزده
خیال میکند به کیش میرود
من خیال میکنم
هوای آفتابیِ تو را
من خیال میکنم
آبیِ تو را
*
دیدهبوسیِ فرودگاه و مرد
اولینِ نوازشِ نسیم
دیدهبوسیِ دوچرخههای دورهگرد
قرنهاست
جادهها به نخلهای خسته میرسد
قرنهاست
در تشنّجِ مورّخان
جادهها مرا به شهرِ باستانی «حریره» میبَرَد
یک کُنار سالخورده، در کِنار من
نشستهاست
در دو سوی «جادهی جهان»
«لور»های قدبلند
مثل راهبان معبد مقدس ایستادهاند
قرنها قناریانِ تشنه را
این قناتِ بیقرار
از دو چشمِ خویش آب میدهد
*
کشتی بهگِلنشسته
مثل یک پدربزرگ مهربان
شادمانی مرا نظاره میکند
لاکپشت پیر
آنطرف به ماهیان زینتی
اشاره میکند
کیش را به دستهای کوچک تو
میتوان شبیه کرد
کاش
ترسهای کهنه سِمِج رهایمان کنند
*
کاشکی جهان کمی شبیه کیش بود
ـ امن و آفتابی و صبور ـ
از کدام جاده
از کدام مرز بگذریم؟
کی به خانه میرسیم؟
در فرودگاهِ آنطرف
پاسپورتِ چند تا پرنده را گرفتهاند؟
پشتِ آبهای اینطرف
چند تا پری به اشتباه مردهاند؟
از خلیجِ خسته عَدَن
چند نامه آمده؟
آی آهوان!
آهوان امنِ «جاده جهان»
چند تا شهید تازه از منامه آمده؟
چند انفجار در دمشق؟
آی آفتابی ادامهدار!
از تو پس چرا نمیشود نوشت؟
*
کاشکی جهانِ خسته از صدای انفجار
روی ساحل سپید صلح
آفتاب میگرفت
حیفحیف
این فقط خیالِ عصرگاهی من است
من به تو
جز
دیدار جمعی از شاعران و اهالی فرهنگ و ادب
دانلود فایل صوتی
بخشهای این صوت
1.
شعرخوانی جناب آقای محمدمهدی سیار
(00:03:04)
2.
شعرخوانی جناب آقای غلامعلی حداد عادل
(00:02:35)
3.
شعرخوانی جناب آقای فاضل نظری
(00:02:59)
4.
شعرخوانی جناب آقای مهران عباسیان
(00:02:40)
5.
شعرخوانی جناب آقای حسن مبارز
(00:03:37)
6.
شعرخوانی جناب آقای عبدالحسین انصاری
(00:02:42)
7.
شعرخوانی جناب آقای ابراهیم قبله آرباطان
(00:02:23)
8.
شعرخوانی جناب آقای محمد سهرابی
(00:02:59)
9.
شعرخوانی جناب آقای محمدحسین مهدویان
(00:02:41)
10.
شعرخوانی سرکار خانم هدیه طباطبائی
(00:02:26)
11.
شعرخوانی سرکار خانم آرزو سبزوار قهفرخی
(00:02:14)
12.
شعرخوانی سرکار خانم طیبه عباسی
(00:01:45)
13.
شعرخوانی سرکار خانم زهرا شعبانی
(00:04:12)
14.
شعرخوانی سرکار خانم سیمیندخت وحیدی
(00:01:13)
15.
شعرخوانی جناب آقای محمد زارعی
(00:05:37)
16.
شعرخوانی جناب آقای محسن ناصحی
(00:05:08)
17.
شعرخوانی جناب آقای قادر طهماسبی
(00:07:16)
18.
شعرخوانی جناب آقای سید حمیدرضا برقعی
(00:03:53)
19.
شعرخوانی جناب آقای محمدجواد الهیپور
(00:04:36)
20.
شعرخوانی جناب آقای مهدی جهاندار
(00:04:18)
21.
شعرخوانی جناب آقای آرش پورعلیزاده
(00:04:54)
22.
شعرخوانی جناب آقای اخلاق احمد آهن
(00:02:38)
23.
شعرخوانی جناب آقای اسماعیل امینی
(00:02:32)
24.
شعرخوانی جناب آقای علیمحمد مؤدب
(00:08:07)
25.
شعرخوانی جناب آقای جواد محقق
(00:02:39)
26.
شعرخوانی جناب آقای محمود اکرامی
(00:03:40)
27.
شعرخوانی جناب آقای کیومرث عباسی قصری
(00:04:05)
28.
شعرخوانی جناب آقای محمدعلی مجاهدی
(00:03:05)
29.
شعرخوانی جناب آقای علی موسوی گرمارودی
(00:03:02)
30.
شعرخوانی جناب آقای علیرضا قزوه
(00:01:19)